تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
اكنون چه بايد كرد و چه بايد گفت ؟ او خود ، همين پرسش را مطرح مىكند كه هنگامى كه قرآن و ديگر كتاب‌هاى آسمانى از اين موضوع به اجمال مىگذرند و از سوى ديگر ، فلاسفه و حكما در آن اختلاف دارند ، چه بايد كرد ؟ او با تأكيد بر نتيجهء كلامى اين موضوع ، آن را هدف قرآن از طرح آن عنوان مىكند و مىگويد : كتاب‌هاى آسمانى از طرح اين موضوع هدفى مهم‌تر از شناساندن پدران اصلى انسان داشته‌اند . آن چه از وراى اين موضوع ، مدنظر بوده و علم كلام نيز آن را تأييد مىكند ، بيان وحدت كلى انسان‌ها است . پس خداوند ، وحدت منشأ و شباهت وضعيت ما را گوشزد مىنمايد تا به وحدت كلى انسان‌ها و نظام فراگير هستى اشاره كرده باشد . « 1 »

ج - راندن شياطين به وسيلهء شهاب‌ها

مسئلهء رجم شياطين به وسيلهء شهاب‌هاى آسمان ، كه در چند آيه مطرح شده ، موضوع ديگرى است كه ذهن مفسران اين قرن را به خود مشغول كرده است . طنطاوى با كنايى دانستن اين آيات از آنها چنين برداشت كرده است كه خداوند ، آسمان را از تعدى و دست‌يابى حفظ كرد تا جز ملائكه و پيامبران و دانشمندان با اخلاص ، كسى به درك زيبايى آن نايل نيايد . پس افراد نادان و شياطين از زيبايى آن غافل و از آياتش روى گردانند . آسمان از دسترس آنها به دور است و در حصارى نفوذ ناپذير قرار دارد . چه بسا فردى زندگى كند و بميرد در حالى كه از درك اين زيبايى غافل باشد ؛ چرا كه آسمان از دسترس او حفظ شده است . گاهى ممكن است براى انسان گوشه‌اى از اين زيبايى بدرخشد و بارقه‌اى از جمالش ، همچون شهابى فروزان ، چشمانش را خيره سازد و قلبش را شيفتهء اين زيبايى گرداند . « 2 » البته او تصريح مىكند كه اين ، تأويل آيهء
« إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ »
« 3 » است و ظاهر آيه ، همانطور كه مشهور است ، مىرساند كه شياطين استراق سمع مىكردند ، پس با شهاب‌ها سوزانده شدند . « 4 » او احتمال درستى اين تفسير ظاهرى را نيز مىپذيرد و مىگويد : نمىتوان چنين مسأله‌اى را به طور قطع ممتنع دانست . او تاريخ تفسير را
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان ، ج 18 ، ص 10 ؛ نيز ر . ك : ج 24 ، ص 213 ؛ ج 8 ، ص 12 . ( 3 ) . مگر آن كه ( به سرعت ) بربايد ربودنى . سورهء صافات ، آيهء 10 . ( 4 ) . الجواهر ، ج 18 ، ص 10 .