الفاظش با قرآن نگريزند . چه بسيار مسلمانان با ذكاوت كه علوم را مىخوانند و به دين كافر مىشوند ؛ چون مىپندارند كه به علمى نايل آمدهاند كه انبيا به آن نادان بودهاند . و چه بسيار مسلمانان مغبونى كه به اين مباحث آگاه مىگردند و از آن مىگريزند ؛ چون آن را منافى با دين مىپندارند . « 1 »
ب - خلقت آدم
خلقت انسان اولى ، موضوعى است كه قرآن و علم بر آن اتفاق ندارند . از نظر طنطاوى نص قرآن و تورات تصريح دارند كه آدم از خاك آفريده شده و همسرش نيز از او . و اين را سخن همهء اديان مىداند . « 2 » اما از چگونگى آن اظهار بىاطلاعى مىكند .
او به استناد آيهء
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ »
« 3 » خلقت انسان اولى را از چكيدهء گلى مىداند ؛ اما مىافزايد : بشر از دگرگونىهايى كه اين چكيدهء گلى پشت سرگذاشته ، و از اين كه آيا آغاز آفرينشش از منطقهء زير خط استوا بوده است ، و اين كه آيا اصل پيدايش هر حيوانى ابتدا در دريا بوده ، سپس از حيوان دريايى به زمينى و از جمله ، به انسان تكامل يافته است ، آگاهى ندارد . آن چه ما مىدانيم اين است كه انسان از ميوهها ، حبوبات و گوشتها مىخورد . اينها به خون تبديل مىشوند و نطفه از آن به وجود مىآيد كه در انسان ، ذريهء انسان و در حيوان ، ذريهء حيوان از آن پديد مىآيند .
پس آن چه ما مىدانيم ، چگونگى آفريده شدن نسل آدم و نسل حيوان است نه اصل آدم و اصل حيوان . « 4 »
طنطاوى اقوال مختلف علماى قديم و جديد دربارهء خلقت انسان اولى را نقل مىكند و هيچ يك را برنمىگزيند « 5 » و تأييد نمىكند ؛ زيرا معتقد است صحت معلومات بشر در اين مقام هنوز مبرز نشده ؛ چرا كه بشر شاهد آفرينش مبدأ عالم و مبدأ خودش نبوده است و در محافل علمى ، هم چنان در اين باره با جديت تحقيق مىشود و هنوز اختلاف نظر وجود دارد . « 6 »
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 6 .
( 3 ) . و هر آينه انسان را از چكيدهاى از گل آفريديم . سورهء مؤمنون ، آيهء 12 .
( 4 ) . الجواهر ، ج 11 ، ص 97 .
( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 49 و 50 .
( 6 ) . همان ، ج 3 ، ص 6 .