برداشتهاى تفسيرى و مسئلهء ناسازگارى با علم
اكنون ببينيم كه طنطاوى در مواردى كه معارف قرآن كريم را با نظريات علمى ناسازگار مىيابد ، چگونه در رفع اين ناسازگارى مىكوشد .
اعتقاد كلى وى چنين است كه طبيعت كتابى است كه خداوند به دست خود آن را نگاشته است و قرآن آمده تا بشر را به آن چه به دست خداوند سبحان نوشته شده ، رهنمون باشد . « 1 » نزد او قول به مخالفت علم و دين ، برخاسته از نادانى است . كسى كه در علوم متبحر است ، به دليل ناآگاهى از دين ، از آن مىگريزد ؛ زيرا مىپندارد كه دين با علم منافات دارد . عالم به دين نيز كه از پيرامونش بىاطلاع و به آفرينش آسمانها و زمين و شگفتىهايش بىتوجه است ، تصور مىكند كه كسى كه به اين شگفتىها عالم است ، دشمن خدا است و خدا بر او خشمناك است . « 2 » اين عقيدهء كلى طنطاوى دربارهء اين موضوع است ، اما اكنون ببينيم در عمل ، براى رفع ناهمخوانى ، چه راهى را در پيش مىگيرد و تا چه اندازه موفق مىشود .
الف - آسمانهاى هفتگانه
آسمانهاى هفتگانه ، يكى از نمونههاى اين مورد است . خداوند در سورهء بقره ، آيهء 29 مىفرمايد :
« ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ »
« 3 » و در آيات ديگر نيز به هفتگانه بودن آسمانها اشاره مىكند . آن چه در اين مورد ، به نظر طنطاوى با علم ناسازگار است ، محدود كردن تعداد آسمانها به هفت آسمان است . او براى رفع اين مشكل ، دو راه حل ارائه مىدهد :
1 . در جلد اول تفسير ، اين قول را انتخاب مىكند كه اين عدد هفت مفهومى ندارد و مفيد حصر نيست و مىگويد : قرنها از پى هم آمدهاند و اكنون عالمان گرانقدر و حكيمان بزرگ امت اسلامى بيدار شدهاند و به بطلان اين نظريات ، به دليل مخالفتشان با شرع و عقل ، واقف گشتهاند . و لذا گفتهاند كه تعبير آسمانهاى هفتگانه ،
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 82 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 139 .
( 3 ) . آنگاه به آسمان روكرد و آن را هفت آسمان راست نمود .