تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
به اعتقاد او نهايت عنايت قرآن به علوم طبيعى را از آن جا مىتوان دريافت كه قرآن بسيارى از احكام شرعى را در پاسخ به پرسش از آنها بيان كرده است ، در حالى كه دربارهء جهان طبيعت ، بىآن كه از سوى مردم سؤالى مطرح شده باشد ، سخن گفته است . « 1 » طنطاوى مقام و ارزش علم را بسيار بزرگ مىشمارد . از نظر او ، كه خود زمانى دربارهء وجود خالق در شك و حيرت به سر مىبرده و جستجوى پاسخى عقلى و قانع كننده بوده است ، « 2 » اعتقاد به خداوند و وحدانيت او با مطالعهء جهان طبيعت و فراگيرى علوم محقق مىشود . « 3 » حال آن كه مسلمانان از قرآن غفلت ورزيده ، از آيات پى در پى آن درس نگرفته‌اند كه آنها را به شناخت آن چه در آسمان‌ها و زمين است ترغيب مىكند . امروز مسلمانان با اكتفا به علم فقه و علم توحيد ناقص آميخته به فلسفه ، كه آنها را اولا از خدا و ثانيا از پيشرفت و ترقى دور مىسازد ، خود را فريفته‌اند . « 4 » از نظر او حتى شناخت خداوند به صفات رحمت و رأفتش و نيز حمد و شكر او بر آگاهى از همين علوم مترتب است . محبت خداوند و نزديك شدن به او تنها از راه علم ممكن است . چگونه مىتوان به كسى نزديك شد كه ذاتش قابل دستيابى نيست و صفاتش هم جز به آثارش شناخته نمىشود ، جز از طريق علم كه اين آثار و نمودهاى صفات را تبيين مىسازد ؟ « 5 » او دربارهء حمد مىگويد : چگونه مىتوان خدا را بر تاريكىها و بر روشنايىها ستود در حالى كه نمىدانى تاريكى و روشنايى چيست . اين چگونه حمدى است ، آيا حمدى لفظى است ؟ « 6 » دربارهء شكر نيز مىگويد : شكر معنا ندارد جز در جايى كه شكر كننده ، نعمت‌هايى را كه به او رسيده ، بشناسد . پس كسى كه نعمت‌ها را نمىشناسد ، شكرى از او بر آن نعمت نخواهد بود . « 7 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 25 ، ص 56 . ( 2 ) . همان ، ج 11 ، ص 71 . ( 3 ) . همان ، ج 25 ، ص 56 و 57 ؛ ج 2 ، ص 210 ؛ ج 17 ، ص 16 و 17 . ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 89 و 90 . ( 5 ) . همان ، ج 25 ، ص 57 ؛ ج 2 ، ص 86 و 87 . ( 6 ) . همان ، ج 1 ، ص 8 و 16 ؛ ج 26 ، ص 101 . ( 7 ) . همان ، ج 1 ، ص 16 ؛ ج 25 ، ص 56 .
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 135 | شادى نفيسى