تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
او تأكيد مىكند با همهء اهميتى كه اين علوم دارند ، در گذشته و حال ، مورد غفلت مسلمانان قرار گرفته‌اند . « 1 » در نتيجه ، ذلت و حقارت ، آنان را در برگرفته است . « 2 » غفلت آنان از اين دانش‌ها ضايع شدن بخشى از دين را نيز در پى داشته است و خداوند هم حكومت را از آنها سلب كرده و به ديگران بخشيده است . « 3 » طنطاوى با اظهار شكايت و تأسف از اين همه جهل و نادانى كه مسلمانان بدان مبتلايند ، جهان اسلام را به بهره‌ورى از موقعيتى كه در آن زمان ، جهان مسيحى غرب از نظر علم و دانش ، از آن برخوردار بود ، سزاوارتر مىداند ؛ « 4 » چرا كه مبناى اسلام ، فطرت و ستون آن ، استدلال به مخلوقات طبيعت است . « 5 » اسلام از ميان تمام اديان در دعوت به علم و امر به كسب آن ممتاز است . « 6 » وى كه معتقد است قرآن براى رهبرى و سالارى آمده است ، « 7 » از موقعيت حقارت بار جهان اسلام به شدت رنج مىبرد « 8 » و با احساس مسئوليت ، در جستجوى راه چاره است . وضع مسلمانان را سزاوار خون گريستن مىداند و همهء آنان را به همكارى فرامىخواند تا امت اسلام را در سرزمين‌هاى آفريقا و آسيا از بدبختى برهانند ؛ چرا كه بيگانگان آنها را خوار ساخته‌اند . او اين را هدف زندگى و سرلوحهء آرزوها مىداند و همه را مسئول معرفى مىكند ، همان‌گونه كه خود را مسئول مىداند و چاره را در اين مىبيند كه پاى تفسير او بنشيند و با درس گرفتن از آن ، علم را بين امت مسلمان ، پراكنده سازند . « 9 » او در رؤياى مجد و عظمت گذشتهء اسلام ، دست‌يابى دوباره به آن را تنها به كمك علم ممكن مىداند « 10 » و روزى را پيش‌بينى مىكند كه در آن ، مسلمانان با شناخت كامل
هامش
( 1 ) . همان ، ج 25 ، ص 56 ؛ ج 3 ، ص 19 و 20 ؛ ج 25 ، ص 245 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 35 و 36 . ( 3 ) . همان ، ج 17 ، ص 17 ؛ ج 25 ، ص 56 و 57 . ( 4 ) . همان ، ج 11 ، ص 73 . ( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 35 . ( 6 ) . همان ، ص 8 . ( 7 ) . همان ، ج 2 ، ص 203 . ( 8 ) . همان ، ج 25 ، ص 54 . ( 9 ) . همان ، ج 2 ، ص 204 . ( 10 ) . همان ، ص 86 ؛ ج 17 ، ص 23 .