تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
عبد ه و رشيد رضا بر اين باورند كه اگر چه خطاب خداوند در قرآن متوجه كسانى است كه در زمان نزول قرآن مىزيسته‌اند ، اما آنها از آن جهت كه از ويژگىيى در شخصيتشان برخوردار بودند ، مورد خطاب قرار نگرفته‌اند تا اين ويژگى موجب شود قرآن به آنها اختصاص يابد ، بلكه آنها از آن رو كه فردى از افراد نوع بشر بوده‌اند مورد خطاب واقع شده‌اند و تنها خصوصيتشان اين بوده كه زمان حياتشان با اين ايام ويژه مصادف گرديده بود . بنا بر اين ، مخاطب قرآن نوع بشر است و قرآن بر تمام افراد بشر ، از دوران ظهور اسلام تا بر پايى قيامت ، حجت است . « 1 » با توجه به اين برداشت ، مىتوان نتيجه گرفت كه معارف قرآن نه تنها به معلومات زمان و عصر خاصى محدود نشده است ، « 2 » بلكه مرزهاى كفر و ايمان را هم درمىنوردد و بشر را به رغم كفر و ايمانش مخاطب قرار مىدهد ؛ آنان در جايى كه دو احتمال در مورد مخاطب ، مطرح است ، يكى مؤمنان و ديگرى تمام مردم ، احتمال دوم را ترجيح مىدهند . « 3 » از اين هم فراتر ، آنان معارف الهى را به فهم خاصى محدود نمىكنند و آن را از اين قابليت برخوردار مىدانند كه هر كس از عالم و عامى مىتواند به قدر معلومات و فهم خود از آن بهره ببرد . « 4 » اكنون كه از هدف و مخاطبان قرآن از ديدگاه مفسران المنار آگاه شديم مىتوانيم به روش بيان قرآن در اين باره بپردازيم .

روش بيان قرآن

الف - عبد ه و رشيد رضا اشاره مىكنند كه در مواردى بيان قرآن ، ابهام دارد و علت آن را از اين مىدانند كه قرآن دين عموم ، نه خاص مردم عرب يا غير آن است . « 5 » در توضيح اين مسئله مىتوان به بحث متشابهات رجوع كرد . در آن جا آنان اين پرسش را مطرح مىكنند كه چرا در قرآن متشابهاتى وجود دارد كه تنها خداوند و راسخان در علم بدان آگاهند و چرا از محكمات نيستند تا همهء مردم بتوانند آنها را درك كنند ؟ در حالى كه
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 20 . ( 2 ) . همان ، ص 212 ؛ ج 8 ، ص 447 . ( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 18 . ( 4 ) . همان ، ج 3 ، ص 297 و 298 . ( 5 ) . همان ، ص 171 .