طنطاوى علاوه بر آن كه درك توحيد را با فراگيرى علوم ميسر مىداند ، ايمان به آخرت را نيز با پرداختن به برخى انواع آن ، خصوصا « علم احضار روح » « 1 » محقق مىداند و مىگويد : كسى كه برايش ظهور ارواح و حالات آنها مسلّم گردد ، به آخرت و حيات پس از مرگ يقين كامل خواهد يافت . « 2 »
او در شأن و مقام علم تا بدان جا پيش مىرود كه مىگويد : اين همان علم توحيد است ، اين همان علم دين است ، اين همان حب خداوند است ، اين همان رسيدن به خداوند است ، اين همان پيشرفت ملتها است . دوستى خداوند ، خشيت از او ، ترقى ملتها در دنيا و برترى مقام آنها در آخرت و رسيدن به رؤيت خداوند و بهره بردن از نظر در وجه او ، همگى با اين علوم امكانپذير است . « 3 » او مىافزايد كه اين همان حب است . حب و عشق و شوق همه به علوم بازمىگردد . « 4 »
از نظر طنطاوى در عين حالى كه همهء علوم ، مطلوب هستند و همه آنها واجب كفايىاند ، « 5 » اما عنايت خداوند به علم طبيعت بيش از عنايت او به احكام فقه است ؛ « 6 » چرا كه قرآن در بيش از 750 آيه ، به صراحت ، تنها دربارهء جهان طبيعت سخن گفته است ، حال آن كه آيات مربوطه به فقه از 150 آيه تجاوز نمىكنند . « 7 » همچنين علوم فقه براى بقاى امت است ، در حالى كه علم طبيعت براى معرفت خداوند و حيات امت است . و آن چه حيات متوقف بر آن است مقدم است بر آن چه موجب حفظ حيات مىشود ؛ زيرا حفظ حيات و عبادت خداوند ، تنها پس از وجود حيات معنا دارد . « 8 »
هامش
( 1 ) . طنطاوى براى « احضار روح » كلمهء « علم » را به كار مىبرد . ما نيز به تبع او ، همين لفظ را به كار مىبريم .
بحث از اين كه آيا واقعا احضار روح شايستهء عنوان علم است ، موضوعى است كه بررسى و پرداختن به آن در محدودهء اين تحقيق نيست .
( 2 ) . الجواهر ، ج 1 ، ص 84 .
( 3 ) . همان ، ج 17 ، ص 16 و 17 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 157 ؛ ج 4 ، ص 54 ؛ ج 2 ، ص 210 .
( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 207 .
( 6 ) . همان ، ج 1 ، ص 7 .
( 7 ) . همان ، ج 1 ، ص 3 ؛ ج 25 ، ص 55 . بايد توجه داشت كه اين داورى طنطاوى ناصواب است . مفسران ، آيات احكام را بيش از 500 آيه دانستهاند ، گو اين كه اين تعداد نيز مورد ترديد بوده ، بسيارى بر اين باورند كه اگر دقيق نگريسته شود از اين نيز بيشتر است .
( 8 ) . همان ، ج 25 ، ص 56 .