قرآن براى هدايت نازل شده و متشابهات موجب التباس در عقايد مىشوند و باب فتنه را براى اهل تأويل مىگشايند ؟ آنان در پاسخ به اين پرسش سه جواب را مطرح مىكنند ؛ از جمله ، اين كه پيامبران بر همهء اقشار مردم مبعوث گرديدند . بنا بر اين ، دعوت دين متوجه همهء افراد ، از عالم و جاهل ، باهوش و ابله و . . . مىشود . و برخى مطالب را نمىتوان در قالب عبارات به گونهاى آورد كه حقيقت و ماهيت آن را چنان تبيين كند كه هر مخاطبى ، عامى يا عالم ، آن را بفهمد . از اين رو چارهاى نيست جز آن كه معانى بلند و حكمتهاى دقيق ، در عبارات ، به گونهاى گنجانده شود كه خواص به طور كنايه آن را دريابند و عوام درك آن را به خداوند تفويض كنند و در حد ظاهر آيه باقى بمانند .
و بدينسان هر كس به اندازهء استعدادش از آن سخن بهره ببرد . « 1 »
اگر چه اين سخنان را عبد ه در خصوص متشابهات آورده است ، اما مىتوان آنها را دربارهء معارف علمى قرآن نيز صادق دانست و گفت : ابهام قرآن در برخى مسائل علمى ، اين امكان را فراهم مىسازد تا مخاطبان آنها به رغم تفاوت معلومات و استعدادشان از آن بهرهمند گردند .
ب - از نظر مفسران المنار ، قرآن در سخن گفتن از مردمان ، سنتهاى الهى و آيات الهى ، در آسمان و زمين و آفاق و انفس ، به اجمال سخن مىگويد . اين اجمال نه ناشى از كم اطلاعى است ، بلكه از سوى كسى است كه علمش به همه چيز احاطه دارد . او ما را امر كرده تا در زمين بنگريم ، بينديشيم و سير كنيم تا اين حقايق اجمالى را به تفصيل دريابيم و از اين راه ، ترقى كرده ، كمال يابيم . « 2 » به اين بيان ، خداوند به اجمال سخن گفته است ؛ زيرا مىخواسته ما را به تحقيق وادارد . اما شايد بتوان در اين مورد هم ، همچون مورد قبل ، چنين استدلال كرد كه علت به كار بردن اين روش اولا ، اين بوده است كه قرآن كتاب هدايت است نه كتاب علم . لذا نيازى به سخن گفتن تفصيلى نبوده است . ثانيا ، همانگونه كه در بحث متشابهات نيز آمد ، درك برخى حقايق براى عموم يا مردمان برخى زمانها ميسر نيست . از اين رو بايد از تصريح به آن پرهيز كرد .
ج - خصوصيت ديگرى كه مفسران المنار براى روش بيان قرآن دربارهء اين موضوع برمىشمارند اين است كه اين كتاب الهى در مقام سخن گفتن از پديدههاى طبيعى ،
هامش
( 1 ) . همان ، ص 170 و 171 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 23 ؛ ج 7 ، ص 393 .