آيات علمى قرآن ، كه از شگفتىهاى طبيعت و منافع آن مىگويد ، دگرباره به قدرت و شهرت گذشتگان خواهند رسيد . « 1 » در نظر او ، تحقق وعدهء نصرت الهى ، « 2 » برترى امت اسلام « 3 » و بقاى آن ، همه و همه در گرو علم است . « 4 » پس مسلمانان را فرا مىخواند تا اين علوم را بين خود بپراكنند تا نصرت يابند و سعادتمند شوند . « 5 » بر همين مبنا نيز به گونهاى ديگر ، غير از آن چه در ابتدا آورديم ، بر وجوب فراگيرى علوم طبيعى به استناد قاعدهء اصولى « مقدمهء واجب ، واجب است » از دو جهت استدلال مىكند : اول ، از آن جهت كه معرفت كامل خداوند جز از طريق آن ميسر نيست . دوم ، از آن رو كه حيات و بقاى امت اسلام ، در اين زمان ، در گرو آن است . « 6 »
وى تفسيرش را نيز اقدامى براى بر پا داشتن اين واجب كفايى ، كه مسلمانان در عمل به آن كوتاهى كردهاند ، معرفى مىكند و مىپرسد : آيا علماى اصول اجماع نكردهاند كه اگر واجبات كفايى ترك شوند همهء مسلمانان ، گناهكارند ؟ و مىافزايد كه او براى اقامهء اين واجبات علمى و عملى ، كه طى قرون متأخر دربارهء آن اهمال شده ، دست به تأليف اين تفسير زده است . « 7 »
بهرهگيرى از يافتههاى علم تجربى در تفسير قرآن
آن چه گذشت ، برداشت كلى طنطاوى دربارهء علم و اهميت آن در اسلام بود .
اكنون ببينيم اين مفسر ، چه روشى را در تفسير آياتى از قرآن كه به طبيعت و پديدههاى آن اشاره دارد ، پيش مىگيرد .
او در تفسير آيات اهتمام زيادى به ارائهء شگفتىهاى طبيعت و دانستنىهاى علمى دارد و در اين راه حتى از كشيدن جدول و نمايش عكس نيز دريغ نمىورزد . همين امر ، تفسير جواهر را از ديگر تفاسير متمايز مىسازد ، به گونهاى كه دربارهء آن همان سخنى گفته شده كه پيش از آن ، دربارهء تفسير فخر رازى گفته شده بود كه « در آن همه چيز هست
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 7 ؛ ج 11 ، ص 73 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 3 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 210 .
( 4 ) . همان ، ج 25 ، ص 55 - 57 ؛ ج 2 ، ص 203 ؛ ج 2 ، ص 86 .
( 5 ) . همان ، ج 8 ، ص 191 .
( 6 ) . همان ، ج 25 ، ص 54 و 55 .
( 7 ) . همان ، ج 25 ، ص 245 ؛ ج 3 ، ص 19 و 20 .