تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
نتيجه گيرىهاى كلامى از آيات علمى را به موارد مختلف و متنوعى بسط مىدهند . در تفسير آيهء
« تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ »
« 1 » از كنار موضوعات علمى در اين آيات به اختصار گذشته ، نتيجهء ديگرى از آنها مىگيرند . گو اين كه نزد آنان قرآن اين رويدادهاى طبيعى را براى طرح حقايق معنوى ، به عنوان مثال آورده است . ايلاج شب و روز را اشاره به اين نكته مىدانند كه خداوند در شئون بشر تصرف مىكند ، همان گونه كه در شب و روز تصرف مىنمايد . همچنين مىگويند : خداوند زنده را از مرده درمىآورد ، همان‌گونه كه عالم را از جاهل ، صالح را از طالح ، و مؤمن را از كافر . « 2 » در تفسير آيهء
« اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً »
« 3 » هدف قرآن را از اشاره به اين حقيقت كه همهء انسان‌ها از نفس واحدى به وجود آمده‌اند اين مىدانند كه بشر بايد انسانيت را ملاك وحدت و مايهء الفت و مهربانى بين افرادش قرار دهد . به همين دليل هم هست كه قرآن اين آيه را پيش درآمدى بر سخن از حقوق ايتام و نزديكان قرار داده است . آنان تصريح مىكنند كه اين آيه صرفا به بيان مسائل خلقت و آفرينش به طور مفصل نپرداخته است ؛ چرا كه اين امور جزو مقاصد دين نيستند . « 4 » اين دو مورد ، تنها نمونه‌هايى از اين گونه تفسير است . « 5 »

مخاطبان قرآن

هر سخنى با در نظر گرفتن مخاطبى ايراد مىشود . مخاطب ، از جملهء مهم‌ترين عوامل تعيين كنندهء مفهوم سخن و مراد گوينده است . قرآن نيز كلامى الهى است كه از اين قاعده مستثنا نمىباشد . مشخص شدن اين كه مخاطبان قرآن چه كسانى هستند به ما كمك مىكند تا آيات قرآن را بهتر درك كنيم .
هامش
( 1 ) . شب را در روز داخل مىكند و روز را در شب داخل مىكند و زنده را از مرده بيرون مىآورد و مرده را از زنده خارج مىكند . سورهء آل عمران ، آيهء 27 . ( 2 ) . المنار ، ج 3 ، ص 274 و 275 . ( 3 ) . از پروردگارتان بترسيد ، پروردگارى كه شما را از نفس واحدى آفريد و زوجش را از او خلق كرد و از آن دو ، مردان و زنان بسيارى منتشر نمود . سورهء نساء ، آيهء 1 . ( 4 ) . المنار ، ج 4 ، ص 327 . ( 5 ) . همان ، ج 7 ، ص 650 ؛ ص 11 ، ص 295 و 301 .