چند اصل و منشأ وجود دارد و حضرت آدم پدر همهء مردم روى زمين نيست و آن چه در قرآن آمده ، منافاتى وجود ندارد .
در اين نتيجهگيرى ، دغدغهء خاطر مفسران المنار به خوبى آشكار است كه در اين جا نيز مهم ، اثبات عدم تعارض بين آيات قرآن و مطالب علمى است و كوششى براى تطبيق صورت نمىگيرد . در واقع از نظر آنان قرآن دربارهء اين كه اصل اول انسان چيست يا چه كسى است ، بىتفاوت مىباشد . آن چه از لفظ « نفس » متبادر است ، ماهيت و حقيقتى است كه به واسطهء آن ، انسان از ديگر موجودات متمايز و ممتاز مىگردد و فرقى نمىكند كه اين حقيقت ، با حضرت آدم آغاز شده باشد ، همانگونه كه اهل كتاب و بيشتر مسلمانان باور دارند ، يا اين كه با فرد ديگرى شروع شده و منقرض گرديده باشد و يا اين كه چندين منشأ داشته باشد . و نيز فرق نمىكند كه اين اصل يا اصول از تكامل حيوانات به وجود آمده باشد يا خود مستقلا آفريده شده باشد ، همانگونه كه بين مردمان اين دوره ، مورد اختلاف است . در هر حال و بنا بر هر نظريه ، درست است كه گفته شود : همهء مردم از يك نفس واحد به وجود آمدهاند و آن ، انسانيت است ، چه اين كه معتقد باشيم پدرشان حضرت آدم است يا ميمون و يا غير آن . « 1 »
خصوصيت ديگر در روش تفسيرى آنان پرهيز از اطالهء كلام در مباحث متفرقهء تفسير است كه در اين جا نيز صدق مىكند . مفسران المنار هدف قرآن را هدايت مىدانند و معتقدند كه تفسير قرآن بايد به گونهاى باشد كه بتواند اين منظور را محقق سازد . لذا به درازا كشيدن سخن را در هر يك از مطالبى كه قرآن بر آن مشتمل است و از جمله ، مباحث علمى ، دور شدن تفسير از هدف اصلى آن مىدانند « 2 » و از زيادهگويى در موضوعات علمى پرهيز مىكنند اگر چه در مواردى نيز خلاف آن ديده مىشود .
روش بيان قرآن
قرآن آن هنگام كه از جهان طبيعت و پديدههاى آن سخن مىگويد ، چه شيوهاى را در بيان خود به كار مىبرد ؟ به تفصيل سخن مىگويد يا به اجمال ؟ دقيق توصيف مىكند يا كلى ؟ ما در اينجا مىكوشيم تا به نظر مفسران المنار دربارهء روش بيان قرآن دست يابيم .
هامش
( 1 ) . المنار ، ج 4 ، ص 323 - 327 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 7 .