تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨

ب - خلقت آدم

داستان خلقت آدم و تكوين انسان ، موضوع ديگرى است كه بيان قرآن از آن با برخى نظريه‌هاى علمى ، مانند نظريهء تكامل ، متفاوت است . بررسى تفسير عبد ه و رشيد رضا در اين آيات مىتواند شيوهء برخورد آنان را در اين موارد ، كه متضاد به نظر مىرسند ، به خوبى بنماياند . مفسران المنار در تفسير قصهء حضرت آدم ، از طرح نظريات علمى ، چه موافق و چه مخالف ، به شدت مىپرهيزند و در اين مورد تقريبا سكوت مىكنند و دليل مىآورند كه مسئلهء خلقت و كيفيت آفرينش از شئون الهى است كه شناخت آن ، آن گونه كه بوده است ، سخت است . « 1 » آنان در تفسير آيهء
« يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً . . . »
« 2 » اين مسئله را كه همهء نژادهاى بشر از يك فرد واحد به وجود نيامده‌اند ، يك حقيقت مسلّم علمى تلقى مىكنند كه با ظاهر آيهء فوق در تعارض است . آن چه در تفسير اين آيه آمده است ، ظاهرا تنها مطالبى است كه دربارهء خلقت انسان از نظر قرآن و نظريه‌هاى علمى ابراز مىدارند . آنان براى رفع اين تعارض چنين استدلال مىكنند : اولا ، ظاهر آيه دلالت ندارد بر اين كه مراد از نفس واحد در اين جا همان آدم باشد ، چه او پدر تمام بشر باشد و چه بنابر مباحث علمى و تاريخى ، چنين نباشد . علاوه بر اين كه نكره بودن كلمهء زنان و مردانى كه از آنها در سراسر جهان پخش شدند ( رجالا و نساء ) مؤيد اين مسئله است كه در اين جا مراد از نفس واحد ، حضرت آدم نيست . ثانيا ، در قرآن هيچ نص قاطع و صريحى وجود ندارد مبنى بر اين كه همهء افراد بشر ذريهء حضرت آدم هستند . و نتيجه مىگيرند كه بنا بر اين ، روشن است كه بين آن چه محققان در علوم و رشته‌هاى مردم شناسى ، باستان‌شناسى و جانورشناسى ثابت كرده‌اند كه براى انسان
هامش
( 1 ) . همان ، ص 251 . ( 2 ) . اى مردم ! از پروردگارتان بترسيد ، پروردگارى كه شما را از نفس واحدى آفريد و زوجش را از او خلق كرد و از آن دو ، مردان و زنان بسيارى را منتشر نمود . سورهء نساء ، آيهء 1 .