1 - از آنجا كه عربها روح جنگجوئى داشتند و زندگى آنها از طريق جنگ و غارت اموال ديگران تامين مىشد ، در ماههاى حرام كه سه ماه آن پشت سر هم بود و مى بايست در آن ماهها دست از جنگ و غارت مىكشيدند ، دچار مضيقه مالى مىشدند و زندگى بر آنها سخت مىگذشت و لذا ماههاى حرام را جابجا مىكردند و حرام بودن ماه محرم را به ماه صفر واگذار مىنمودند تا فرصتى براى جنگ و بدست آوردن غنائم جنگى پيدا شود .
2 - موسم حج براى عربها بخصوص مردم مكه بسيار مهم بود و علاوه بر ارزش اجتماعى و سياسى براى آنها ارزش اقتصادى فراوانى داشت و از آنجا كه حج بايد در ماه ذيحجه انجام مىگرفت و گاهى ذيحجه به فصل گرماى طاقتفرساى مكه مىافتاد كه هم حجگزاران در زحمت بودند و هم محصولات اعراب از قبيل ميوه و پوست در بازار نبود و مبادلات تجارى به نحو مطلوبى انجام نمىگرفت ، اين بود كه با عمل نسيئى و شناور كردن ماههاى قمرى كارى كردند كه موسم حج هميشه در يك فصل معتدلى باشد تا بتوانند به راحتى محصولات خود را عرضه كنند و بازار پررونقى داشته باشند .
بيشتر مفسران نظريه اول را انتخاب كردهاند و انگيزه عمل نسيئى را خصلت جنگجوئى و غارتگرى اعراب دانستهاند « 1 » طبق اين نظر نسيئى يك عمل سادهاى بود كه بعضى از سالها انجام مىگرفت و حرمت ماه محرم به صفر انداخته مىشد . اگر چنين باشد نبايد اينجابجائى به ماههاى ديگر هم سرايت داده شود و بايد محدود به محرم و صفر باشد درحاليكه از ظواهر آيات و روايات خلاف اين فهميده مىشود . فخر رازى گفته است : اكثر علما معتقدند كه اين تاخير مخصوص يك ماه نبود بلكه تمام ماههاى سال را شامل مىشد . فخر رازى اضافه مىكند كه پيش ما همين نظر صحيح است . « 2 »
بعضى از مفسران و بسيارى از علما نجوم و هيئت نظريه دوم را انتخاب كردهاند و
هامش
( 1 ) - شيخ طوسى ، التبيان ، ج 5 ص 217 و طبرسى ، مجمع البيان ، ج 5 ص 45 و علامه طباطبائى ، الميزان ج 9 ص 284 و زمخشرى ، الكشاف ، ج 2 ص 270 .
( 2 ) - تفسير فخر رازى ، ج 16 ص 57 .