تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
پيش از نسيئى ماه‌هاى قمرى نامهاى ديگرى داشتند كه در كتابها آمده است « 1 » نامهاى فعلى كه در دوران جاهليت معاصر با اسلام نيز به همين صورت بوده بيانگر مطابقت سالهاى قمرى و شمسى است كه از كبيسه كردن و نسيئى حاصل شده است . البته بعيد نيست كه ترتيب نامها به مرور زمان به هم خورده باشد كه مثلا دو جمادى بلافاصله بعد از دو ربيع آمده اين احتمال هم وجود دارد كه ربيع عربستان همان خريف مناطق ديگر باشد بگونه‌اى كه صاحب بلوغ الارب احتمال داده است « 2 » . 3 - بطوريكه از آيه نسيئى ظاهر مىشود حسابگران نسيئى به صورت مرتب ماه حرام را ( كه منظور همان ماه محرم است ) يك سال حلال مىكردند و يك سال حرام مىكردند . ( يحلونه عاما و يحرمونه عاما ) و اين نشان مىدهد كه اين كار از روى برنامه خاصى بوده و حساب و كتابى داشته و يكسال در ميان انجام مىگرفته است و اگر هدف از اين كار تنها فاصله انداختن ميان ماه‌هاى حرام و دادن فرصت به جنگجوئى و غارتگرى بود ، لازم بود كه همه ساله اين كار را انجام بدهند و يا حد اقل امكان اين بود كه چند سال پشت سر هم اين كار را بكنند و يا آن را ترك كنند . اينكه به‌طور مرتب آن هم يكسال در ميان اين كار انجام مىشد ، دلالت بر نوعى كبيسه كردن دارد كه هدف ديگرى غير از دادن فرصت به جنگجوئى و غارتگرى داشته است . 4 - رواياتى از بعضى از مفسران اوليه نقل شده كه آشكارا دلالت بر ارتباط نسيئى با موسم حج مىكند از جمله روايتى كه از مجاهد نقل شده است او مىگويد : « مشركان در هر ماه دو سال حج بجاى مىآورند دو سال در ذيحجه دو سال در محرم دو سال در صفر و همينطور تا اينكه موسم حج در سال قبل از حجة الوداع كه همان سال نهم هجرى بود به ذيقعده افتاد و سال بعد كه موسم ذيحجه بود پيامبر حج به جاى آورد . » « 3 »
هامش
( 1 ) - مسعودى ، مروج الذهب ، ج 2 ص 191 . ( 2 ) - بلوغ الارب ، ج 3 ص 77 . ( 3 ) - مجمع البيان ، ج 5 ص 45 و تفسير طبرى ، ج 6 ص 131 در روايت طبرى اضافه شده كه سال نهم