نسيئى را مربوط به تعيين وقت مناسب براى انجام مناسك حج دانستهاند بنا به گفته نلينو :
قديميترين شخصى كه اين نظر را اظهار كرده ابو معشر بلخى ( متوفى 272 ) است كه در كتاب ( الالوف ) گفته :
« . . . اعراب چنان خواستند كه زمان حجشان سازگارتر با زمان سوداگريشان باشد و هوا معتدل باشد و زمان برگ كردن درختان و روئيدن گياه باشد تا سفر به مكه و سوداگرى كردن در عين انجام مناسك حج آسان شود پس عمل كبيسه كردن را از جهودان آموختند و آن را نسيئى يعنى تأخير ناميدند جز اينكه در بعضى كارها مخالف جهودان عمل كردند اينان در هر نوزده سال قمرى هفت ماه قمرى كبيسه مىكردند تا مطابق با نوزده سال شمسى شود ولى اعراب در هر بيست و چهار سال قمرى دوازده ماه قمرى كبيسه مىگرفتند » « 1 »
ابو ريحان بيرونى هم همين نظريه را دارد و در عبارتى كه پيش از اين از كتاب الاثار الباقيه او نقل كرديم اين نظر را تاييد نموده است . علاوه بر آن كتاب در كتاب « التفهيم » نيز همين نظر را ابراز كرده و مىگويد :
« پس عربها خواستند كه حج ايشان هم به ذيحجه باشد و هم به خوشترين وقتى از سال و فراخترين گاهى از نعمت . . . اين كبيسه از جهودان بياموختند و آن به دست گروهى كردند به لقب قلامس و آن شغل از پدر همىيافت و اين شمار نگاه داشت . چون كبيسه خواستى كردن ، به خطبه اندر گفتى فلان ماه را تاخير كردم . » « 2 »
طبق اين نظر ، نسيئى فقط تاخير انداختن يك ماه حرام به ماه ديگر نبود بلكه اين عمل نوعى كبيسه كردن و تطبيق سالهاى قمرى با شمسى بود كه عربها آن را از اقوام ديگر آموختند و بخاطر حج آن را به كار گرفتند .
آقاى نلينو پس از نقل اين نظريه از ابو معشر و بيرونى و چند تن از مستشرقان
هامش
( 1 ) - آلفونسو نلينو ، تاريخ نجوم اسلامى ، ص 112 .
( 2 ) - بيرونى ، التفهيم لاوائل التنجيم ، ص 224 ؛ مسعودى نيز همين نظر را دارد : التنبيه و الاشراف ، ص 186 .