غربى آن را نظريهاى مبتنى بر حدس و گمان قلمداد مىكند و كبيسه كردن را در خور يك جامعه متمدن مىداند و اينكه عرب جاهلى بتواند كبيسه كند بعيد مىشمارد . « 1 »
ما تصور مىكنيم كه نظر ابو معشر بلخى و بيرونى در بيان انگيزه نسيئى درست و مطابق با شواهد و قرائنى است كه در دست است و عمل نسيئى يك نوع كبيسه كردن براى تثبيت موسم حج در يك فصل مناسب از سال بود كه هم هوا خوب باشد و هم ميوهها و محصولات ديگر به دست آمده باشد و هم مبادلات بازرگانى به خوبى انجام گيرد . بعضى از شواهد و قرائنى كه اين نظريه را تائيد مىكند ، عبارتند از :
1 - در قرآن كريم در آيهاى كه قبل از آيه نسيئى است روى دوازدهگانه بودن ماهها تأكيد بسيار شده است و اين مىرساند كه قرآن هرگونه عملى را كه موجب افزايش تعداد ماهها باشد نفى مىكند و مىتوان گفت كه آيه ناظر بر عمل كبيسه كردن ماههاست كه در بعضى از سالها تفاضل حاصل از ماههاى قمرى را جمع مىكردند و آن را يك ماه به حساب مىآوردند و در آن سال تعداد ماهها به سيزده تا مىرسيد . بنابراين آيه نسيئى و آيه قبل از آن در مقام نفى كردن عملى است كه تعداد ماهها را از دوازده تا افزايش مىدهد و اين معنى جز با نظريه كبيسه كردن براى تطبيق سالهاى قمرى و شمسى جور در نمىآيد . بخصوص اينكه پيشتر نقل كرديم كه طبق گفته بعضى از لغتشناسان واژه نسيئى به نوعى افزايش و زيادت نيز دلالت دارد .
2 - اگر اسامى ماههاى قمرى را كه هم اكنون نيز مورد استعمال است مورد توجه قرار بدهيم خواهيم ديد كه چند تا از آنها ناظر بر فصول سال است مانند ربيع كه به معناى بهار است و جمادى كه به معناى يخ بستن آبست و رمضان كه به معناى شدت گرما است . « 2 »
هامش
( 1 ) - تاريخ نجوم اسلامى ، ص 118 به بعد .
( 2 ) - البته رمضان در بعضى از روايات يكى از نامهاى خدا معرفى شده ولى بهرحال معنى لغوى آن همان است كه گفتيم .