در همينجا تذكر مىدهيم كه ميان ما و مرجئه در بيان حقيقت ايمان تفاوتهائى وجود دارد يكى اينكه آنها ايمان را يك حقيقت بسيط مىدانند كه قابل افزايش و كاهش نيست و حتى بعضى از فرق آنها ايمان را نه يك اعتقاد و تصديق ، بلكه تنها معرفت و شناخت مىدانند اگرچه تصديقى هم در كار نباشد . « 1 »
ديگر اينكه مرجئه ايمان قلبى را در سعادت و نجات انسان كافى مىدانند و ارزش و بهائى به اعمال نمىدهند ولى به نظر ما درست است كه ايمان يك امر قلبى است ولى ايمان به تنهائى باعث نجات نيست ، بلكه ايمان در صورتى فائده دارد كه همراه با عمل صالح باشد و منظور از عمل صالح انجام فرائض و ترك محرمات است .
3 - دليل ديگر كسانى كه عمل را جزء حقيقت ايمان مىدانند روايات متعددى است كه در اين زمينه وارد شده است .
از جملهء آنها حديث معروفى است كه ابو صلت هروى از امام رضا و او از پدرانش تا حضرت امير المؤمنين و او از پيامبر نقل كرده كه پيامبر فرمود :
الايمان قول باللسان و معرفة بالقلب و عمل بالاركان « 2 »
ايمان گفتارى است به زبان و معرفتى است با قلب و عملى است با اعضاء بدن .
اين روايت از جمله معدود رواياتى است كه با همين سند و با همين مضمون هم در كتب شيعه آمده و هم در كتب اهل تسنن و از ابو حاتم يكى از محدثين سنى نقل شده كه از ابو صلت حكايت مىكند كه گفته : اسناد اين روايت به قدرى عالى است كه اگر آن را بر مجنون بخوانى شفا پيدا مىكند و هم ابو حاتم گفته كه ائمه حديث بر اين روايت اجماع كردهاند و با آن بر ضد مرجئه احتجاج نمودهاند . « 3 »
هامش
( 1 ) - اسفرائينى ، التبصير فى الدين ، ص 97 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 6 ، ص 68 .
( 3 ) - مدرك قبل ، ص 6 .