تكفير را قبول ندارند « 1 » .
در مقابل شيعه و اشاعره ، متكلمين معتزله قائل به احباط و تكفير بهطور مطلق هستند آنها مىگويند : ارتكاب گناه كبيره باعث باطل شدن اعمال صالحهء پيشين انسان مىشود همانگونه كه عمل صالح بعدى گناهان پيشين را جبران مىكند .
معتزله معتقدند كه اگر كسى يك عمر اعمال صالحه انجام دهد و فرائض و واجبات خود را بهطور كامل به جاى آورد ولى در نهايت مرتكب يك گناه كبيره شود تمام اعمال صالحه و فرائضى كه تا آن زمان انجام داده بود ، به هدر مىرود و باطل مىشود و عكس آن نيز صادق است . اولى را احباط و دومى را تكفير مىنامند .
در ميان معتزله ، ابو هاشم جبائى قائل به موازنه است و منظور از موازنه اين است كه كارهاى خوب و بد انسان سنجيده مىشود و به ميزان معاصى از حسنات انسان كاسته مىشود و بقيه آن پاداش داده مىشود و همينطور است در طرف مقابل ، اگر گناهان از حسنات زيادتر باشد به مقدار تفاضل عقوبت دارد « 2 » .
علماء شيعه و اشاعره عقيده معتزله را در مورد احباط و تكفير و موازنه ، رد مىكنند و آن را مغاير با عموم آيات و رواياتى مىدانند كه خداوند قول داده كه عمل كسى را ضايع نكند و اگر به سنگينى يك ذره عمل نيك يا بد داشته باشد آن را پاداش بدهد همچنين مقتضاى عدل الهى هم همين است كه هر عملى چه خوب و چه بد براى خود حساب خاصى داشته باشد كه موجب مدح و يا ذم شخص گردد و در ميان عقلاء هم همينطور است و آنها يك شخص را به خاطر كار خوبى كه كرده مدح مىكنند و به خاطر كار بدى كه مرتكب شده ذم مىكنند « 3 » .
همانگونه كه گفتيم اين بحث يك بحث كلامى است و تفصيل آن را به كتب كلامى موكول مىكنيم و اينك آياتى از قرآن مجيد را كه در آنها موضوع احباط و تكفير
هامش
( 1 ) - جرجانى ، شرح المواقف ، ج 8 ، ص 209 و تفتازانى ، شرح المقاصد ج 5 ، ص 141 .
( 2 ) - رجوع شود به قاضى عبد الجبار ، شرح الاصول الخمسة ، ص 626 .
( 3 ) - رجوع شود به علامه حلى ، كشف المراد ، ص 413 .