احباط و تكفير
اين دو اصطلاح بهطور مكرر در قرآن كريم آمده و منظور از احباط باطل شدن و از بين رفتن اعمال صالحه و خوبيهاى گذشته به سبب انجام اعمال بد ، و منظور از تكفير از بين رفتن گناهان گذشته به علت اعمال نيك است .
مسأله احباط و تكفير از مسائل مهم علم كلام است و متكلمين دربارهء آن بحثهاى مفصلى كردهاند و ما پيش از آنكه آيات مربوطه را بياوريم بهطور اجمال و بسيار فشرده به اختلاف ميان متكلمين در اين باره اشاره مىكنيم تا زمينهاى براى فهم بهتر بحثهاى قرآنى باشد .
از نظر متكلمين و علماء شيعه احباط تنها مربوط به اعمال كافران و مشركان است و دربارهء مؤمنين صدق نمىكند به اين معنى كه تنها كفر و شرك است كه اعمال خوب آدمى را حبط مىكند و از بين مىبرد و آن را بىاثر مىسازد بهطورى كه در روز قيامت هيچگونه پاداشى براى آنها داده نمىشود ( هرچند كه ممكن است خداوند در اين دنيا به نحوى اعمال نيك كافران را جبران كند و حق آنها را ضايع نسازد ) و دربارهء تكفير ، اعتقاد علماء شيعه اين است كه هرچند ممكن است بعضى از اعمال نيك ، عقوبت بعضى از اعمال بد گذشته را از بين ببرد و كفاره آن گناهان باشد ولى اين مسأله هرگز عموميت ندارد و اينطور نيست كه انسان هر عمل زشت و هر معصيتى را بكند سپس با انجام يك كار خوب و عمل صالح ، آثار آن اعمال زشت را از بين ببرد ( تفصيل مطلب را در بررسى آيات مربوط به اين موضوع بيان خواهيم كرد ) .
اشاعره و اهل سنت نيز در اين عقيده با علماء شيعه موافق هستند و احباط و