حال بعضى از مستشرقان غربى مجددا بعضى از آن تهمتها را در قالبهاى تازهاى تكرار كردند كه يكى از آن تهمتها همين موضوع معلم تراشى براى پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلم است .
معلمان موهومى كه بعضى از نويسندگان مسيحى و به پيروى از آنها چند مستشرق غرضورز براى پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلم ساخته و پرداختهاند ، عبارتند از :
1 - ورقة بن نوفل ، او از خويشان حضرت خديجه همسر پيامبر بود و از علماء اهل كتاب به شمار مىرفت و در زمان بعثت پيامبر ، او پيرمردى نابينا بود كه به زودى از دنيا رفت . جريان ملاقات كوتاه او با پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلم در كتب تاريخ و سيره بدينگونه آمده است كه در آغاز بعثت كه براى اولين بار فرشتهء وحى در غار حراء بر پيامبر نازل شد ، آن حضرت به خانهء خديجه آمد و موضوع را با او در ميان گذاشت خديجه پيش ورقة بن نوفل رفت و جريان را تعريف كرد ، ورقه گفت : اين همان ناموس اكبر است كه خداوند بر موسى نازل كرده بود .
بعد از اين واقعه ورقه در كنار كعبه در حال طواف پيامبر را ملاقات كرد و جريان را از او پرسيد و پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم آنچه را ديده بود ، نقل كرد ورقه گفت : به خدا قسم كه تو پيامبر اين امت هستى و همان ناموس اكبر كه بر موسى مىآمد بر تو آمده است « 1 » .
البته صحت اين داستان مورد ترديد است و اگر هم صحيح باشد هيچگونه دلالتى بر مدعاى نويسندگان مسيحى ندارد . چگونه ممكن است كه در يك ديدار كوتاه ، اينهمه علوم و معارف كه در قرآن آمده از شخصى منتقل شود ؟
راستى كه دشمنان اسلام چه سخنان پوچ و مضحكى مىگويند !
2 - بحيرا ، راهب دير بصرى ، نام اين شخص « سرجيوس » يا « جورجيوس » يا « سرجيس » مىباشد كه در ديرى در « بصرى » در سرزمين شام اقامت داشت و به سبب موقعيتى كه در مسيحيت يافته بود ، ملقب به « بحيرا » شده بود كه به معناى مرد دانا
هامش
( 1 ) - سيرهء ابن هشام ، ج 1 ص 254 .