نوع كسانى كه به عنوان معلمان پيامبر قلمداد مىشدند افراد غير عرب بودند كه به هر دليل در مكه و حجاز زندگى مىكردند و به نظر مىرسد كه چون عربها زبان آنها را نمىفهميدند خيال مىكردند كه آنها از دانش بيشترى برخوردارند به خصوص اينكه آنها مربوط به مليت و فرهنگ ديگرى بودند و طبعا سخنانى مىگفتند كه براى عرب مكه تازگى داشت .
از آيهء شريفهاى كه آورديم استفاده مىشود كه طراحان اين توطئه چنين عنوان مىكردند كه گويا پيامبر خدا از كسانى خواسته كه افسانههاى پيشينيان را براى او بنويسند سپس آن نوشته را كسانى صبح و شام بر او مىخواندند و اين مضحكترين تهمتى است كه كفار مكه بر پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم مىزدند . اگر چنين گروهى وجود داشتند بههرحال شناخته مىشدند و حد اقل خود آنها به پيامبر ايمان نمىآورند درحالى كه كسانى كه نام آنها به عنوان معلمان ادعائى پيامبر ذكر شدهاند خود به آن حضرت ايمان آورده بودند و با جان و دل در راه اسلام فعاليت مىكردند .
قرآن كريم اين تهمت ناروا را در جاى ديگر نيز مطرح مىكند و به آن پاسخى محكم و منطقى مىدهد :
وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ
« 1 »
ما مىدانيم كه آنها مىگويند : همانا او را بشرى تعليم مىدهد در حالى كه زبان كسى كه به او نسبت مىدهند عجمى است و اين زبان عربى آشكار است .
پاسخ قرآن از اين تهمت ، روشن و منطقى و برنده است زيرا همهء كسانى كه به عنوان معلمان پيامبر معرفى شدهاند غير عرب بودند و پرواضح است كسى كه اهل يك
هامش
( 1 ) - سورهء نحل ، آيه 103 .