كلى مىدهد اين پاسخ به گونهاى است كه ديگر جاى هيچگونه ترديد و بحث باقى نمىماند :
أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ
« 1 »
آيا مىگويند كه محمد قرآن را از خود بافته است بگو سورهاى مانند آن را بياوريد و جز خدا از هركس هم كه مىخواهيد كمك بگيريد اگر راست مىگوئيد اما آنها چيزى را كه احاطه به علم آن نداشتند و تأويل آن را نيافته بودند ، تكذيب كردند و پيشينيان آنها نيز انبياء را تكذيب كردند بنگر كه سرانجام ستمگران چگونه است ؟
از اين آيه چند مطلب استفاده مىشود :
1 - قرآن در برابر كسانى كه چنين تهمتهائى را بر پيامبر مىزنند تحدى مىكند و آنها را به معارضه با سورههاى قرآن مىخوانند و همه مىدانيم كه تاكنون نتوانسته چنين كارى را انجام بدهد .
2 - پس از اين مبارزطلبى ، با روانشناسى خاصى سخن آنها را تحليل مىكند و اظهار مىدارد كه چون قرآن فراتر از علم و دانش آنها بود ، به تكذيب آن پرداختند .
3 - به سابقهء اين كار در امتهاى گذشته اشاره مىكند و يادآور مىشود كه همواره كسانى در برابر انبياء قرار گرفتهاند و آنها را تكذيب كردهاند .
توطئه دوم : گوش دادن به قرآن ممنوع !
هامش
( 1 ) - سوره يونس ، آيات 38 - 39 .