تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
مىشد و از زمان قصى بن كلاب محل رايزنيها و تصميم‌گيريهاى قريش بود « 1 » . گردهمائى سران قريش در « دار الندوة » با حضور وليد بن مغيره مخزومى و با سخنرانى او آغاز شد وليد بن مغيره كه به حكيم عرب شهرت داشت سخنان خود را چنين آغاز كرد : « اى سران قريش شماها صاحبان كرامت و بزرگوارى هستيد عربها نزد شما مىآيند و وقتى رفتند سخنان گوناگونى از شما نقل مىكنند اينك سخن خود را يكى كنيد و تصميم مشتركى بگيريد ، درباره اين مرد ( محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم ) چه مىگوئيد ؟ گفتند : مىگوئيم كه او شاعر است . وليد چهره درهم كشيد و گفت : ما شعر زياد شنيديم سخن او به شعر شباهت ندارد . گفتند : مىگوئيم كه او كاهن است . وليد گفت : وقتى سراغ او مىرويد مىبينيد كه او مانند كاهن‌ها حرف نمىزند . گفتند : مىگئيم كه او ديوانه است . وليد گفت : وقتى سراغ او مىرويد مىبينيد كه او ديوانه نيست . گفتند : مىگوئيم كه او ساحر و جادوگر است . وليد گفت : منظورتان از ساحر چيست ؟ گفتند : ساحر كسى است كه دو دشمن را بهم نزديك مىكند و دو دوست را از هم جدا مىسازد . در اين هنگام وليد پيشنهاد آنها را پذيرفت و گفت همه بگوئيد كه او ساحر است . از آن مجلس بيرون آمدند و هريك از آنها كه پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلم را مىديدند مىگفتند : تو ساحر هستى تو ساحر هستى « 2 » .
هامش
( 1 ) - سيرهء ابن هشام ، ج 1 ص 132 . ( 2 ) - مجمع البيان ج 10 ص 583 اين داستان با تفاوتهاى مختصرى در سيرهء ابن هشام ج 1 ص 288 نيز