درماندگى مشركان در مقابل عظمت قرآن
با نزول قرآن ، عربها خود را در مقابل كلامى تازه و سخنى نو يافتند كه با همه اشعار و خطبهها و سخنان فصيح و بليغ و پرطمطراق آنها تفاوتى آشكار داشت سخن سرايان و سخنشناسان عرب در عصر جاهلى كه تمام هنرشان در ساختن و پرداختن جملات موزون و شعرهاى نغز بود و خود را قهرمان ميدان فصاحت و بلاغت مىدانستند ، وقتى با آيات دلنشين قرآن و جاذبههاى شگفتانگيز آن مواجه شدند ، خود را در مقابل عظمت قرآن عاجز و ناتوان يافتند و ناباورانه برترى فوق العاده قرآن را بر مجموع ميراثهاى ادبى خود پذيرا شدند .
آنها با كلامى جديد روبرو شدند كه نه شعر بود نه نثر اما از شعر و نثر زيباتر و رساتر بود و گيرائى و شيوائى آن بر شاهكارترين سرودههاى آنان تفوق داشت آنها مىديدند كه قرآن از همان كلمات و الفاظ متداول ميان آنها تركيب يافته اما چينش كلمات و انتخاب واژهها و نظم بديع و اسلوب نوينى كه در آن به كار رفته ، قابل مقايسه با قوىترين آثار ادبى آنها نيست و تمام آنها در برابر قرآن رنگ مىبازد و ارزش خود را از دست مىدهد .
مهمتر اينكه علاوه بر فصاحت و بلاغت و فنون كلام ، قرآن مفاهيم و معانى و مضامينى كاملا جديد را مطرح مىكند كه در ميان آنها سابقه نداشت آنها مىديدند كه در