اين بود كه آيات 11 تا 25 سوره مدثر نازل شد و از توطئه آنها خبر داد .
پيش از آنكه متن آيات را بخوانيم صورت ديگر اين داستان را هم كه باز طبرسى نقل كرده مىآوريم . روايت دوم طبرسى به اين صورت است :
هنگامى كه آياتى از اول سوره مؤمن بر پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم نازل شد او به مسجد آمد و آن آيات را تلاوت كرد وليد بن مغيره نزديك پيامبر بود و آن آيات را مىشنيد وقتى پيامبر متوجه استماع او شد آن آيات را دوباره تلاوت كرد وليد از آنجا بيرون آمد و به مجلس قبيلهء خود بنى مخزوم رفت و در آنجا چنين اظهار داشت :
لقد سمعت من محمد انفا كلاما ما هو من كلام الانس و لا من كلام الجن و ان له لحلاوة و ان عليه لطلاوة و ان اعلاه لمثمر و ان اسفله لمغدق و انه ليعلو و ما يعلى .
از محمد سخنى شنيدم كه نه كلام انس است و نه كلام جن و براى آن حلاوتى است و بر آن زيبائى و طراوتى است . بالاى آن ميوه مىدهد و پائين آن همچون باران تند است . آن بر همه برترى دارد و چيزى از آن برتر نمىشود .
وليد اين سخنان را گفت و به منزل خود رفت قريش با يكديگر گفتند : به خدا قسم كه وليد از دين خود خارج شده و دين محمد را پذيرفته است و اگر او چنين كند تمام قريش از او پيروى خواهند كرد چون وليد به ريحانهء قريش معروف است .
ابو جهل گفت : كار او را به من واگذار كنيد اين بگفت و نزد وليد آمد در حالىكه اظهار ناراحتى و حزن مىكرد ، وليد گفت : اى پسر برادر تو را چه شده است كه اينچنين غمگين و ناراحت هستى ؟ ابو جهل گفت : ناراحتى من از آنجاست كه قريش بر تو كه سن و سالى از تو گذشته ، ايراد مىگيرند و گمان مىكنند كه تو سخن محمد را بيشتر جلوه دادهاى .
هامش
آمده است .