تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
قرآن سخن از مضامين كهنه و تكرارى مانند تفاخر به اسب و شمشير و قبيله و يا وصف معشوق نيست ، بلكه قرآن معانى جديدى را مطرح مىكند كه مغزها را تكان مىدهد و دلها را روشن مىكند و انسان را به تفكر وادار مىسازد . شيرينى و جذابيت قرآن و نوآوريها و نظم دلنشين آن ، مردم عصر جاهلى را مجذوب و مفتون خود كرد و آنها در فرصتهاى مناسب با علاقهء تمام به آياتى از قرآن كه بر زبان حضرت محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم جارى مىشد گوش مىدادند و از آن لذت مىبردند اما گوش دادن به قرآن پىآمدهاى ديگرى داشت كه خوشايند سردمداران كفر و شرك نبود . مشركين مكه گسترش دعوت پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلم را خطر بزرگى براى خود و منافع سياسى و اقتصادى خود مىديدند و به هيچ وجه حاضر نبودند كه اسلام به عنوان يك دين جديد كه همه بنيادهاى فكرى و فرهنگى و سياسى و اقتصادى آنها را در هم مىريزد ، پابگيرد و قد علم كند آنها تصميم داشتند به هر نحوى كه شده در مقابل اين خطر بايستند و از نفوذ و گسترش اسلام جلوگيرى كنند . مشكل بزرگ مشركين مكه در آن برهه از زمان ، جذابيت و حلاوت قرآن بود كه مردم را به سوى خود جذب مىكرد و به دنبال خود مىكشيد و اين امر موجب نفوذ پيامبر اسلام در دلهاى مردم و در نتيجه آشنائى آنها با تعليمات اسلام و احيانا پذيرش دين جديد مىشد . اين بود كه مشركين مكه براى مقابله با خطرى كه منافع آنها را تهديد مىكرد مىبايست دربارهء قرآن و نفوذ آن چاره‌اى مىانديشيدند و مردم را توجيه مىكردند و به نحوى اهميت و اعتبار قرآن را مورد خدشه قرار مىدادند اما جذابيت و حلاوت قرآن و اسلوب شگفت‌انگيز آن در حدى بود كه آنها نمىتوانستند كوچكترين عيب و نقصى در آن پيدا كنند به راستى كه مشركان مكه در برابر عظمت قرآن سرگشته و درمانده شده بودند . درماندگى آنها به حدى بود كه براى جلوگيرى از نفوذ قرآن تهمتهاى عجيب و غريبى به پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلم مىزدند تهمتهائى كه دروغ بودن آنها بر همگان روشن بود گاهى مىگفتند او ديوانه است و گاهى مىگفتند او ساحر است و گاهى مىگفتند او كاهن