اسْتَكْبَرَ ، فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ ، إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ
« 1 »
مرا با كسى كه به تنهائى آفريدهام وابگذار ، آنكه براى او مالى بسيار و فرزندانى كه همه حاضرند قرار دادم و زمينه را براى او آماده ساختم ، در عين حال باز هم طمع دارد كه بر آن بيفزايم ، نه چنان است چون او به آيات ما عناد ورزيد ، به زودى او را وارد عذاب خواهم كرد ، او انديشيد و تدبير بدى كرد ، كشته باد چه تدبير بدى كرد ، باز هم كشته باد چه تدبير بدى كرد ، آنگاه نگاه كرد ، سپس چهره درهم كشيد و روترش كرد ، آنگاه پشت نمود و تكبر كرد ، پس گفت اين جز سحرى اثركننده نيست ، و اين جز سخن بشر نيست .
داورى وليد بن مغيره دربارهء قرآن كه پس از مشورتها و انديشيدنهاى بسيار ، قرآن را سحر ناميد نشانگر نهايت درماندگى مشركان در برابر عظمت قرآن است .
هامش
( 1 ) - سوره مدثر ، آيات 11 تا 25 .