اينكه نظر به معناى رؤيت باشد به معناى رؤيت ثواب خداوند است . »
شيخ طوسى در بيش از ده مورد مسئله رؤيت بصرى را مردود دانسته است و از همه بيشتر ذيل آيهء محكمهء 28 :
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ »
به بررسى و تشريح جوانب آيه پرداخته و مستدلا آن را دلالت روشنى بر نفى رؤيت و مشاهده حسى ذكر كرده است . 29
و نيز به آيهء 30 :
« قالَ لَنْ تَرانِي »
، استناد نموده و بحث مفصلى را ارائه داده كه ذكر آن از حوصله اين رساله خارج است . 31
در پايان اين بحث به تكهء تاريخى كه زمخشرى در اين زمينه نقل نموده ، اشاره مىكنيم . زمخشرى مىگويد 32 :
« هنگام ظهر كه مردم مغازهها را مىبستند و براى استراحت به منزل مىرفتند ، گدايى را ديدم كه مىگفت :
« عيينتى نويظرة الى اللّه و اليكم . » دو چشمان ضعيفم به سوى دستان با كرامت خدا و شما دوخته شده .
آيا به ذهن كسى رؤيت خداوند خطور مىكند ! ؟ يا تنها چشم به نعمت و كرامت خداوند كريم و انسانهاى كريم داشتن ؟
د - اكتساب معارف
گروهى از معتزله كه در رأس آنها جاحظ ( 250 ه . ) و ابى على اسوارى ، قرار داشت ، با طرح ضرورى بودن معارف ، اعم از توحيد و نبوت و غيره ، منكر وجوب تحصيل ، استدلال و برهان در معارف اكتسابى شدند . اينان مىگويند 33 :
« تمام معارف ضرورى و بديهى است و با فعل انسانها رابطهاى ندارد بلكه به محض اراده ، آنها واجب مىشود و كسى كه بالغ شود و خدا را نشناسد و پيامبر را نپذيرد حجتى بر او نيست و به تكليف نرسيده است . »
در اين زمينه ، اماميه همسوى ديگر معتزله به رد و ابطال گفتار اصحاب معارف ، پرداختند . شيخ مفيد و سيد مرتضى علم الهدى و شيخ الطائفه - رضوان اللّه تعالى عليهم - هر يك در كتب كلامى خويش ، متعرض اين بحث شدهاند . 34