« ظاهر آيه دلالت مىكند كه قرآن غير خدا است زيرا قرآن فعل و مخلوق خدا است و او قادر بر آن است زيرا چيزى كه جزئى از آن بهتر از جزئى و يا بدتر باشد پس او غير خداست و آنچه قدرت به او تعلق گيرد فعل خداست و چون فعل خداست پس حادث است چه نسخ خدا تنها به حادث تعلق مىگيرد نه قديم پس قرآن حادث است . » ( 19 )
در ردّ كسانى كه خداوند را عربى پنداشتهاند ، ذيل آيه 20
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا »
مىفرمايد : 21 آيه دليل بر آن است كه كلام خدا حادث است زيرا متصف به انزال شده و نيز كلام او عربى است ولى خداوند كه قديم است عربى نيست و كسى كه مدعى اين مطلب شود ، كافر شده است . »
ج - عدم رؤيت خدا
اشاعره و فرق تابعه مانند مشبهه و مجسمه و حشويه معتقدند كه مؤمنين در قيامت ، خداوند - عز و جل - را به چشم خواهند ديد 22 و براى تأييد مدعاى پيش ساخته خود ، به ظواهر آيات متشابه و روايات نادرست استناد جستند ، تا آنجا كه گفتند : رؤيت خدا - سمعا و نقلا - واجب است . 23 و در اين راستا به روايتى نظير « انكم سترون ربّكم يوم القيامة كما ترون القمر ليلة البدر . . . » تمسك نمودند . 24
در مقابل ، اماميه و معتزله ، عقل را بر نقل ظنى مقدم داشته و با ردّ ظواهر اين گونه روايات و ترك ظواهر آيات متشابهات ، لازمهء رؤيت بصرى را تجسيم دانسته و ظاهر آيات تشبيه را تأويل نمودند . 25
از جمله آياتى كه بيش از همه بدان تمسك مىشود ، آيهء كريمهء :
« إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ »
26 است . در اينجا مفسر بزرگ ضمن برشمردن معانى متعدد « نظر » ، مقوله كسانى را كه مىگويند : نظر به معناى رؤيت است ، رد نموده و مىفرمايد 27 :
« نظر در اين آيه به معناى رؤيت نيست زيرا وقتى عرب مىگويد : به ماه نظر كردم ولى آن را نديدم يعنى به آن توجه كردم پس نظر نمىتواند به معناى ديدن باشد زيرا رؤيت را غايت نظر ذكر مىكنند . »
مىافزايد :
« نه كلمه « وجوه » در آيه قبلى بر رؤيت دلالت دارد و نه حرف « الى » و بر فرض