تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش شيخ طوسى در تفسير تبيان ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١

الف - قضا و قدر ، خلق افعال

مسئله قضا و قدر ، جبر و اختيار و خلق افعال محور اساسى در مباحث كلامى ميان اشاعره و معتزله و اماميه بوده است . بدون ترديد ، اصل بحث ، به قدرت خداوند و ارادهء او برمىگردد . اشاعره با افراط در مسئله قدرت الهى ، توالى فاسد مدعاى خويش را مزيد بر علت نمودند . اينان با قائل شدن به قدرت مطلقه ، خداوند را قادر بر خلق افعال بشر و ارتكاب هر نوع امر قبيح و خلق و كفر ، و با نفى عقلى بودن حسن و قبح ، تكليف ما لا يطلق و مانند آن ، مسئله عدل و حكمت الهى را زير سئوال بردند . 51 به عبارت ديگر گفتند : « چون خدا قادر مطلق است ، پس قدرت او به مقدورات بشر نيز تعلق مىگيرد ، پس انسان خالق افعال خود نيست و مسلوب الاختيار است » لذا به جبريه يا مجبّره ، معروف شدند . گروهى به نام جهميّه قائل به جبر محض شدند و برخى ديگر چون اشعرى ، براى رهايى از مسئله نامعقول جبر ، موضوع نامفهوم كسب را طرح و مشكل را دو چندان نموده 52 و گفتند 53 : « خداوند قادر بر ايجاد فعل است و انسان مكتسب آن ! ! ، ايجاد خداوند ، خلق است و فعل ما ، كسب ! يعنى فعل مقدور خداست از جهت ايجاد و مقدور عبد است از جهت كسب ! در مقابل ، معتزله ، قائل به تنزيه مطلق و تخصيص قدرت خدا در افعال بشر شدند و دخالت قدرت خداوند را در افعال بشر به كلى نفى كردند و انسان را مختار و مريد مطلق داشتند . ليكن اماميه به « امر بين الامرين » ايمان آوردند ، يعنى نفى جبر و نفى تفويض ، مفسر فرزانه در كتب كلامى خود 54 و نيز تفسير شريف تبيان ، مفصلا به طرح اين مسئله پرداخته است ؛ ليكن در تفسير تبيان مستندات اشاعره ، به آيات مربوط به خلق افعال و قضا و قدر را نقض و احيانا ديدگاه خويش را بيان داشته است . براى مثال ذيل آيه كريمه 55 :
« . . . قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ »
ضمن ردّ مقولهء