تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش شيخ طوسى در تفسير تبيان ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
گستردگى ردود شيخ بر اصحاب معارف و تقليد ، ما را وا داشت تا جوانب بحث را بهتر ارزيابى و بررسى كنيم ، با اين توضيح كه حمله مفسر عزيز در تفسير شريف تبيان نيز كمتر از رد و نقض او به اشاعره نيست و اين گستردگى ، اهميت موضوع اكتساب معارف را مىرساند چه اينكه ، مقوله آنها مستلزم تحريم استدلال و پيروى از تقليد مىباشد ؛ لذا شيخ طوسى ذيل آيات بسيارى به ذكر اهميت كسبى بودن معارف و ابطال ضرورى بودن آنها مىپردازد . از جمله مستندات مفسر ، عموما آياتى است كه انسان را ترغيب و تشويق به تدبر و تفكر در قرآن و نشانه‌هاى آفرينش جهان نموده است و لذا مرحوم شيخ مىگويد : « اگر معارف ضرورى بود امر و ترغيب به تدبر مفهومى نداشت » براى مثال ، ايشان ذيل آيهء كريمهء 35 :
« وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا . . . »
، ضمن ابطال مقوله اصحاب تقليد ، با استدلال به آيه مباركه ، اكتسابى بودن معارف را اثبات مىنمايد و مىفرمايد 36 : « آيه دلالت بر وجوب شناخت خدا دارد و اينكه اين شناخت ضرورى نيست بلكه اكتسابى است زيرا اگر حق را ضرورتا مىشناختند ديگر از پدران خود تقليد نمىكردند و لازم بود كه پدران آنها نيز بالضرورة خداوند را بشناسند و اگر مىشناختند خداوند نبايد آنها را نادان و گمراه خطاب كند . » همچنين مفسر با تمسك به آياتى كه در آنها از حسبان و ظن و شك كفار سخن به ميان آمده و مىفرمايد 37 : « اگر آنها ضرورتا خداوند را شناخته بودند هرگز از ظن و حسبان و شك پيروى نمىكردند . » مفسر بزرگ ، مسئله تحريم تقليد و ضرورت استدلال و برهان در دين را پاياپاى مسئله معارف مطرح مىكند ، به نظر ايشان اكتساب معارف مبتنى بر وجوب استدلال و تحريم تقليد است ؛ چه ، كسى كه معرفت دينى را ضرورى مىداند ، بالتبع ، وجوب استدلال و نظر را نفى و تقليد و پيروى كوركورانه را تجويز مىنمايد . لذا مفسر ، ذيل آيات بسيارى با استناد به آيات شريفه ، به رد مقوله اصحاب تقليد مىپردازد ، مثل آيهء مباركهء 38 :
« . . . بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ . »
ضمن نكوهش تقليد به موجب عقل به تبيين ماهيت تقليد پرداخته . 39