« و فى الآية دلالة على فساد مذهب المجبّرة ، لانه اذا وجب الرضى بفعل النّبى ، فالرضا بفعل اللّه تعالى أولى ، و لو كان خلق الكفر و المعاصى ، لوجب على الخلق الرضا به ، و ذلك خلاف الاجماع . »
چنان كه ملاحظه مىشود ، آيهء فوق هيچ دلالتى بر قبح خلق معاصى ندارد ، ليكن با طرح يك مقدمهء عقلى ، مطلب مورد نظر ، از آيهء مباركه به خوبى استفاده مىشود كه اين نوع دلالت نيز به طور چشمگيرى در تبيان موجود است و ما آن را دلالات خفى و غير ظاهر خوانديم .
از ديگر ويژگى اين دلالتها كليدى بودن ، رسايى و شيوايى طرح آنهاست . مفسر ارجمند تبيان ، با استدلالهاى بسيار مختصر و مفيد ، مطلب مورد نظر خود را به اثبات مىرساند . ( ضمنا يادآورى مىشود كه بيان دلالتهاى غير كلامى ، مانند : فقهى ، نيز به ندرت به چشم مىخورد . )
( * ) 2 - نقل اقوال كلامى
اقوال كلامى متكلمين كه اغلب از معتزله مىباشند ، در كنار ديدگاههاى شيخ مشهود است كه گاهى نقل بدون نقد است و از ظاهر بيشتر آنها پيداست كه مغاير و متضاد با مبانى كلامى شيخ به نظر نمىرسد ، هم چنان كه در مورد نقل يا نقض و طرح يا جرح ، اين تضاد به روشنى محسوس است .
اگر مفسر ، نامى از متكلمى مىبرد ، به جرأت مىتوان گفت كه او معتزلى است ؛ چه اينكه در سراسر تبيان يادى از متكلم اشعرى مذهب نبرده است و تنها به تعابير تكرارى نظير « و قالت المجبرة » يا مثلا ، « من قال بخلق المعصية ( من مجبره ) » اكتفا مىكند .
3 - شيوهء جدلى « ان قيل ، قلنا »
از ديگر روشهاى طرح مباحث كلامى كه در تبيان به كار رفته و از اساليب تداول دانشمندان فقه و كلام و اصول و غيره در گذشته بوده ، همان شيوهء طرح پرسش و پاسخ آن بوده است . براى مثال قاضى عبد الجبّار معتزلى ، كتاب « تنزيه القرآن عن