طوسى را نداشته و لذا همين مجموعه عوامل و شكل و سيماى ممتاز تبيان است كه مىتوان آن را به عنوان تفسير كلامى به حساب آورد ، يا حداقل گفته شود كه جلوهها و تابشگاههاى كلامى ، در تفسير تبيان بيشتر از ديگر تفاسير شيعى است و نمىتوان آن را تفسير كلامى دانست ، به گونهاى كه در مورد تفسير مفاتيح الغيب فخر رازى گفتهاند .
به هر حال اين دو نظر مطرح است ، و ما در اينجا با طرح مباحث آتى ، با عنوان روش شيخ طوسى در طرح مباحث كلامى در تبيان ، و نيز عنوان شاخصها و تابشهاى تفسير كلامى ، كوشيدهايم ديدگاه نخست را تقويت ، تأييد و اختيار نماييم .
شيوهء طرح مباحث كلامى
چنان كه پيشتر گفتيم ، انگيزهء مفسر گرانقدر از طرح مباحث كلامى ، استفاده از قرآن كريم به عنوان يك اهرم دفاعى در ابطال مذاهب كلامى ، اعم از معتزله و أشاعره و ديگر فرق تابعهء آنها مىباشد ؛ چه اينكه آنها - به ويژه اشاعره - قرآن را تابع ديدگاههاى عقايد خويش نهاده و با استناد به ظواهر موافق و آيات متشابه ، پايههاى مذاهب كلامى خويش را مستدل نماياندند . مرحوم شيخ طوسى ، در تعقيب اين هدف كلى ، به طرح مباحث كلامى ، به دو گونهء مستقيم و غير مستقيم مىپردازد .
زيرا معمولا ، اين گونه مباحث در غير آيات كلامى ، از اصل تفسير آيه كريمه جداست ، به طورى كه در پارهاى از موارد ، بيان دلالتها و استفاده كلامى از آيات در ردّ مقولهاى ، بسيار خفى و دقيق ذكر شده كه بنوبه خود از نكات شايان توجه در اين گونه مباحث است :
( * ) 1 - بيان دلالت و استفاده از آيات
الف - قالب بيانى دلالات
اين دلالتها و بهرهگيريها - عموما - در دو قالب ردّى و اثباتى ، با تعابير