فصل دوم سيماى كلامى تبيان
پيش از اين ، در مبحث جايگاه علم كلام در قرن پنجم ، گفتيم كه تا قرن چهارم تفاسير كلامى مفصلى نوشته نشده بود تا اينكه با پا گرفتن و گسترده شدن دامنهء مباحث و مناظرات كلامى ميان فرق كلامى : اشاعره ، معتزله و مذهب اماميه ، سران مذاهب ياد شده ، دست به تأليف تفاسير مبسوطى زدند . ابو القاسم بلخى ، ابو مسلم محمد بن بحر اصفهانى ، ابو على جبّائى ، قاضى عبد الجبّار و علىّ بن عيسى رمّانى و ديگران ، تفاسير كلامى مفصلى نگاشتند . اينان ، بيشترين تلاش خويش را در اثبات اصول موضوعه خود و ابطال آرا كلامى مخالفين مبذول داشتند . معتزله ، قرآن را مبتنى بر « اصول خمسه » يعنى « توحيد ، عدل ، منزلة بين منزلتين ، وعد و وعيد و امر به معروف و نهى از منكر » تفسير كردند .
أشاعره نيز قرآن را مطابق اصول عقايدى خود ، نظير « ارتكاب ظلم » و امثال آن را بر خدا روا داشته و آرا معتزله و اماميه را بدعت خواندند !
چنان كه گفته شد ، بيشتر مسائل اختلافى ميان فرق كلامى ، در آيات متشابه به نظر مىرسد ، لذا نگارش كتب متشابه القرآن بيش از همه متداول بود . قاضى عبد الجبّار معتزلى كتاب « متشابه القرآن » و « تنزيه القرآن عن المطاعن » را نوشت ، و سيّد رضى ، « حقايق التأويل فى متشابه التنزيل ، » را و سيد مرتضى نيز در كتاب