چون تفاسير نقلى و لغوى و عرفانى است كه اصلا متعرض مسائل كلامى نشدهاند .
بنابراين ، تفاسير كلامى هماره ، دو هدف اساسى را تعقيب مىكردهاند :
الف - بيان نادرستى استدلال مخالف با استناد به آيات موافق اصول خود .
ب - استمداد از قرآن در تأييد و اثبات اصول مذهب خود ، و چنان كه گفته شد ، برخى اين دو هدف را بطور گسترده و دامنهدار ، پى گرفتهاند . مانند : فخر رازى ، و بعضى ديگر ، تفسير قرآن را اصل و بطور فشرده ولى فراگير ، به بحث دربارهء آيات كلامى پرداختهاند ، نظير تفسير تبيان كه دو هدف مذكور را دنبال مىكند . مفسر فرزانه ، در تفسير خود مىكوشد تا تمام مباحث تفسيرى و نه تنها كلامى را با ايجازى غير مخل و اطنابى غير ممل ، به انجام رساند ، و تفصيل در مباحث فقهى و كلامى را به كتب نگاشتهء خود مثل « شرح الجمل و الخلاف » ارجاع مىدهد .
از آنچه مختصرا گفته شد ، شايد مقصود مرحوم علامه طباطبائى درباره كلامى بودن تبيان روشن گرديد . ايشان در كتاب « قرآن در اسلام » خود ، در بحثى تحت عنوان روش مفسرين شيعه و طبقاتشان مىفرمايد 4 :
« طبقهء سوّم ، طبقهء ارباب علوم متفرقه است ، مانند : سيّد رضى ( 406 ه . ) در تفسير ادبى خود « و شيخ طوسى در تفسير كلامى » خود كه تفسير تبيان است ! و صدر المتألهين شيرازى در تفسير فلسفى خود . . . »
مسلما گستردگى مباحث كلامى تبيان و روش جهتدار شيخ در طرح آنها ، در ارزيابى مفسر بزرگ و كمنظيرى چون علامه طباطبائى - اعلى اللّه مقامه الشريف - اين تفسير را در زمرهء تفاسير كلامى جاى داده است . ليكن آنچه دربارهء تكوين ساختار كلامى تبيان مىتوان بيان داشت .
شرايط سياسى و مذهبىاى كه بر فضاى دو قرن چهارم و پنجم هجرى ، تفوق داشته ، چنين اقتضاء مىكرد . كه اسلوب عمومى روش تفاسير آن دوران ، سيماى كلامى داشته است ، چنان كه از تفاسير آن زمان و نحوهء بهرهگيرى مفسر بلند پايه ، از منابع تفسيرى مذكور ، اين مطلب به خوبى هويداست ؛ از اينرو ، تفاسيرى چون مجمع البيان را - بر فرض اينكه تفسير مستقلى باشد - نمىتوان تفسير كلامى ذكر نمود ، زيرا صاحب مجمع ، هيچگاه موقعيت خطير سياسى و اجتماعى و مذهبى شيخ
روش شيخ طوسى در تفسير تبيان ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: اكبر ايرانى قمى
ص١٥٩