« ما اخدت من تفسير القرآن فعن علىّ بن ابى طالب ( عليه السّلام ) » آنچه از تفسير قرآن فرا گرفتم همه از على بن ابيطالب است .
به هر حال اقوال ابن عباس نظير اقوال ديگران علاوه بر اينكه اخبار واحدند ، هماره مورد مناقشه مفسر گرانقدر تبيان بوده و در ترازوى ارزيابى مبانى شيخ در ردّ و ترجيح اقوال قرار گرفته است .
مثلا در آيه : 105 بقره :
« وَ اللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ »
از ابن عباس قولى را نقل مىكند كه دربارهء اين آيه گفته است 11 : « مراد خداوند دين اسلام است » ليكن شيخ گفته وى را بعيد خوانده و مىفرمايد : « اين توصيف براى انزال قرآن است كه تنها شايسته پيامبر است » .
( * ) ارزش اقوال صحابه و تابعين
فزونى نقل از صحابه و تابعين در تبيان ، ما را بر آن داشت تا نگاهى به ميزان ارزش و اعتبار روايات و اقوال تفسيرى آنها داشته باشيم . مىدانيم كه روش تفسير نقلى نخستين حركت مهم در تفسير به شمار مىآيد . از ديرباز تاكنون ، مراحل تفسير را ابتدا خود قرآن سپس قول پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - و ائمه اطهار - عليهم السلام - سپس اقوال صحابه و تابعين ذكر نمودهاند . ابن تيميه در اين باره مىگويد 12 :
« اگر مراد آيهاى را نتوانستى از آيات ديگر قرآن يا روايات نبوى پيدا كنى بايد به نقل صحابه رجوع نمايى چون آنها پس از پيامبر - به خاطر حضورشان هنگام نزول قرآن - و علمشان آگاهتر هستند ! »
شايد به همين خاطر است كه شيخ طوسى به طور گسترده از اقوال آنها بهره گرفته است .
اينك نكاتى را دربارهء شكل تفسير در عصر صحابه و تفاوت آن با عهد تابعين ، يادآور مىشويم :
1 - در آغاز تفسير در قالب نقل روايات خلاصه مىشد .
2 - اجتهاد و استنباط در آيات رواج چندانى نداشت .