مثلا خود ايشان ذيل آيه 167 سورهء بقره : « و الاعمال الّتى يرونها حسرات » ابتدا سه قول را ذكر مىكند :
« قيل فيها ثلاثة اقوال :
احدها : المعاصى يتحسرون عليها لم عملوها .
ثانيها : الطاعات يتحسرون عليها لم لم يعملوها .
ثالثا : الثواب يتحسرون عليها لم فرطوا فيها . »
آنگاه نظر خويش را درباره اقوال ياد شده چنين مىگويد : 19
« به نظر من يكى از دو قول اول محتمل است ، هر چند اقوى قول اول است ليكن نمىتوان بطور قطع يكى را پذيرفت ، مگر دليل و نصى در بين باشد و خدا به مراد خود عالمتر است . »
2 - گاهى معنايى را خود مىپذيرد و اقوال ديگران را به عنوان احتمال نقل مىكند . 20
گاهى اين احتمالات را خود شيخ بيان مىدارد و گاهى در قالب اقوال ديگران آنها را ذكر مىكند .
3 - اغلب روايات و اقوال تفسيرى صحابه و تابعين و متأخرين در قالب « قيل » و « روى » ايراد مىگردد كه گاه نقل قيل نموده و نامى از منتسبين آن نمىبرد ، گاه آن قيل را به برخى منسوب مىداند كه اين نسبت خود مشكوك است 21 ؛ و در بعضى از جاها تا ده قول درباره آيهاى اشاره مىكند 22 ؛ ليكن اين اقوال و روايات را تحت شرايط و ضوابطى پسنديده است كه در بخش مبانى شيخ در رد و ترجيح اقوال به آنها اشاره خواهيم نمود .
ابن تيميّه در تأييد اين گونه روش در نقل اقوال ، روش صحيح را چنين معرفى مىكند و مىگويد 23 :
« بهترين روش در نقل نظرات مختلف آن است كه تمام آنها ذكر و سپس صحيح و باطل آن معين شود و پس از آن ، نتيجهء اين اختلاف آرا و فايدهء آنها بيان گردد و كسى كه نظر مخالف را نقل كند ولى متعرض ديگر اقوال نشود روش ناقصى پيش گرفته ، چه ممكن است قول صواب ميان اقوالى باشد كه ذكر نكرده و نيز اگر موارد
روش شيخ طوسى در تفسير تبيان ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: اكبر ايرانى قمى
ص١٣٨