مىورزد .
ثانيا اگر روايت مذكور با كتاب خدا منافاتى ندارد ليكن با احكام ثابت عقلى تنافى دارد آن را رد مىكند . در مورد مطلب اول ، در پيشينه تبيان ، شيخ متعرض روايت « عرضه حديث بر كتاب » مىشوند كه پيامبر اكرم - صلى اللّه عليه و آله - فرمودند 63 :
« اذا جاءكم عنّى حديث فاعرضوه على كتاب اللّه فما وافق كتاب اللّه فاقبلوه و ما خالفه فاضربوا به عرض الحائط . »
اگر حديثى از من به شما رسيد ، آن را بر كتاب خدا عرضه كنيد : آنچه مطابق بود بپذيريد و آنچه مطابق نبود بر پهنهء ديوار بكوبيد .
يا در حديث ديگر حضرت فرمودند 64 :
« كلّ حديث لا يوافق كتاب اللّه فهو زخرف . »
هر حديثى كه با قرآن موافقت ندارد ظاهر فريب است .
اين گونه احاديث هشدار دهنده ، گوياى اين است كه اينها از معصوم - عليه السلام - صادر نشده بلكه جعل يا گفته غير معصوم است و لذا بيشتر ، متن و محتواى اين دسته روايات تفسيرى مهم است ؛ نه صحت سند و وثوق راوى آن . ما در بحث مبانى و تكيهگاههاى رد و ترجيح اقوال صحابه و تابعين ، درباره روايات تفسيرى سخن خواهيم گفت .
اينك براى هر يك از دو ملاك ياد شده ، نمونههايى را از تبيان ذكر مىكنيم :
1 - رد خبر واحد كه مخالف ظاهر قرآن است :
الف - نساء : 7 :
« لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ . »
شيخ بزرگوار ذيل اين آيه شريفه مىنويسند :
« آيه مذكور بر بطلان عصبه دلالت مىكند و دليل آن خبر واحدى است كه به خاطر آن نمىتوان از عموم آيه چشم پوشيد زيرا عموم آيه قطعى و علمآور است ولى خبر ظنى است . » 65
ب - نساء : 24 :
« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً . »
مفسر فرزانه در مورد آيه و استدلال به آن در ردّ خبر واحدى كه در اين رابطه