نيست . »
اصولا روايات تفسيرى بسيار ناچيز است چنان كه روايات تفسيرى منقول از طريق اهل سنت به نقل مرحوم علامه طباطبائى به 250 عدد نمىرسد كه بسيارى ضعيف و برخى منكر مىباشد . 60 در شيعه نيز تنها كتاب تفسير عياشى سند داشته و شخصى كه ظاهرا شاگرد وى بوده اسناد آن را جهت اختصار حذف كرده است .
البته اگر افرادى چون شيخ ، سلسلهء اسناد روايتى را حذف كنند و آن را پذيرفته باشند ، زمينه پذيرش قول او بسيار است نه اينكه شخص ناشناسى چنين كارى را انجام دهد . لذا بسيارى از رواياتى كه طبرى با اسناد بريده و معنعن ذكر نموده ، شيخ تنها به نام صحابى و يا تابعين اكتفا نموده و به صورت قيل يا روى آن را نقل كرده است ؛ و اگر در مورد قول و روايتى سكوت نموده و در هر دو صورت آن را رد نكرده ، به خاطر اين است كه احتمالا آن را منافى با مبانى خويش - كه ذكر خواهد شد - نيافته است .
بنابراين ، روايات مرسله تفسيرى كه به عنوان يك نظر و قول موجود است و قابل مناقشه و مباحثه بوده و بدون توجه به شرايط پذيرش و ترجيح ، نمىتوان آنها را پذيرفت .
احمد بن حنبل ، رئيس فرقه حنابله كه از دانشمندان بزرگ اهل سنت به شمار مىرود ، دربارهء روايات تفسيرى و ارزش و اعتبار آنها مىگويد 61 :
« در سه چيز وجود سند و مدرك لازم نيست ( و نيز روايت شده « اصل » لازم نيست ) و آن تفسير و رويدادهاى مهم و تاريخ جنگها است ، زيرا اغلب اسناد اينها به صورت خبر « مرسل » وارد شده است . »
از اينرو ، وى روايات تفسيرى را در راستاى روايات تاريخى كه همگى اخبار واحد مرسل هستند ، قرار مىدهد .
در بررسى روايات تفسيرى تبيان ، آنچه در باب روايات منقول از ائمه اطهار - عليهم السلام - به چشم مىخورد ؛ اين است كه ابتدا اگر روايت مورد بحث ، با ظاهر و عموم قرآن منافات و مغايرت داشته باشد ؛ آن را مردود و نادرست مىخواند ( يعنى روايت را بر كتاب عرضه مىكند ) اگر موافق بود و منافاتى نداشت آن را پذيرفته يا سكوت مىكند . 62 ليكن در صورت تغاير و تضاد به نادرست بودن آن تصريح و تأكيد
روش شيخ طوسى در تفسير تبيان ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: اكبر ايرانى قمى
ص١٢٦