از امير المؤمنين - عليه السلام - چنين نقل كرده است 41 :
ابن ابى جمره از على - عليه السلام - نقل كرده كه امام فرمودند : « لو شئت أن أوقر سبعين بعيرا من تفسير أم القرآن لفعلت . »
اگر مىخواستم مىتوانستم هفتاد شتر از تفسير سورهء حمد بار كنم .
جاى بسى شگفت كه برخى از اهل سنت به روايات تفسيرى اهل بيت عليهم السلام - اعتراض يا آنها را جعلى خواندهاند . 42
دكتر ذهبى درباره مقام تفسيرى حضرت مىگويد 43 :
على - رضى اللّه عنه - دريايى از علم بود . او عالمترين صحابه به اسباب نزول و تفسير قرآن بود . در بيشتر موارد ، صحابه در فهم معانى آيات و حل مشكلات ، به او مراجعه مىكردند تا آنجا كه دانش او ضرب المثل عرب شد و مىگفتند :
« قضيّة و لا ابا الحسن لها »
هيچ قضيهاى نيست كه در حل آن به ابو الحسن نياز نباشد .
سليم بن قيس مىگويد : از امير المؤمنين - عليه السلام - شنيدم كه فرمود 44 :
« ما نزّلت آية على رسول اللّه الا أقرأنيها و أملاها علىّ فكتبتها بخطّى و علّمنى تأويلها و تفسيرها و . . . »
هيچ آيهاى بر رسول خدا نازل نشد مگر آنكه حضرت آن را بر من قرائت و املاء مىكرد و من آن را با خط خود مىنوشتم . تأويل و تفسيرش را نيز به من مىآموخت .
عيّاشى نقل مىكند كه حضرت فرمود 45 :
« ما بين اللّوحين شىء الّا و انا أعلمه . »
چيزى از قرآن نيست جز آنكه من معناى آن را مىدانم .
فرات كوفى نيز با نقل رواياتى چند به مقام علمى حضرت اشاره مىكند . 46
آنجا كه حضرت مىفرمايد :
« فو الّذى فلق الحبّة و برء النّسمة . . . و انّى لاعلم بالقرآن من اهل القرآن . . . و سلونى عن القرآن . . . »
به خدايى كه دانه را شكافت و موجودات را خلق كرد من از اهل قرآن به آن آگاهتر هستم . . .
از قرآن بپرسيد .
روش شيخ طوسى در تفسير تبيان ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: اكبر ايرانى قمى
ص١٢٣