را تبيين نموده و آن اينكه : هر كس را كه خدا هدايت كند حقيقتا هموست كه هدايت يافته و در آخرت نيز از رستگاران خواهد بود ، و هر آنكس را كه خداى گمراه نمايد ، او زيان ديدهاى است كه همه چيز را و از همه مهمتر ، سرمايهء وجود خود را باخته است و چه سودى عايد كسى خواهد شد كه سرمايه وجودى خود را از كف داده است ؟
و در ادامه ، آيهاى كه در آن تمثيلى به كار رفته ، ذكر شده است و از كسانى كه چشم و گوش و دل خود را بر حقايق بستهاند و از قواى جسمى و روحى كه خداى متعال به ايشان ارزان داشته بهرهاى نبرده و آنها را معطّل گذراندهاند ، به عنوان چهارپايان و بلكه موجوداتى پستتر ، ياد نموده است و مىفرمايد :
أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ
.
و در خاتمهء مثال نيز ، در يك جمع بندى نهائى ، از چنين افرادى با يك تعبير جامع ياد نموده و مىفرمايد :
أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ
آرى ، آنان كسانى هستند كه تمام زندگى خود را در غفلت گذرانيده و ايّام عمر خود را همچون كودكان در لهو و لعب سپرى نموده و سرمايههاى وجودى خويش را طعمه هوس بازيها و جاهطلبىها نمودند .
3 - يكى از نمونههاى ديگرى كه در اين بحث مىتوان از آن ياد نمود آيهء 12 سورهء حجرات است .
در اين آيهء كريمه ، پيش از آنكه زشتى غيبت را در قالب يك تمثيل ترسيم نمايد ، ابتدا غيبت را در ضمن مجموعهاى از رذائل اخلاقى مورد نهى قرار داده و فرموده است :
وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً
سپس صحنهء مشمئز كنندهاى را در برابر ديد مخاطبين قرار داده و غيبت را با مثالى تكان دهنده چنين به تصوير كشيده است كه :
أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ
آنگاه در ادامه و به دنبال تمامى منهيّاتى كه در آيه از آنها ياد شده - يعنى سوء ظن ، تجسّس و غيبت - بر آن است تا روح تقوى را در آنها زنده نموده و آنانى را كه دامن خود