8 - نظم منطقى ( توالى موضوعات )
يكى از مشخصاتى كه مىتوان آن را در بسيارى از تمثيلات قرآنى سراغ گرفت ، جنبهء نظم بديع و منطقى است كه بر مجموعه آياتى كه آن تمثيل در آنها قرار گرفته حاكم است . « 1 » بدين معنا كه قرآن كريم در تمثيلات خود براى دستيابى به يك نتيجه تربيتى مناسب ، ابتدا به ذكر مقدّمه يا پيش زمينهاى متناسب با همان موضوع پرداخته ، سپس درباره آن موضوع با ذكر يك مثال ، آن معنا و حقيقت را به خوبى ترسيم نموده ، و آنگاه به ذكر مؤخّرهاى كه در حكم نتيجه يا هدف نهايى تمثيل است ، روى آورده است . به اين ترتيب ، مىتوان گفت كه تمثيلات قرآنى را غالبا يك مقدّمه و يك مؤخّره احاطه نموده است كه هر دو آنها نيز هماهنگى و تناسب كاملى با آن مثال دارد و مجموعا يك نظم بديع و منطقى را سامان مىبخشند . براى اين موضع ميتوان به چند نمونه ذيل اشاره نمود كه در هر يك از آنها ، اين اركان سه گانه نمود آشكارى دارد : 1 - در آيات 175 تا 178 سورهء اعراف ، شاهد ويژگى ياد شده به وجه ذيل مىباشيم : مقدّمه : وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ ( 175 ) وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ . . . موضوع مثل : فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ . مؤخّره : ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا ، فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ( 176 ) ساءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ أَنْفُسَهُمْ كانُوا يَظْلِمُونَ ( 177 ) مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَ مَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ( 178 )