امكان پذير شود .
قرآن كريم خاطر نشان مىسازد كه : نيكى با بدى ( فصلت / 34 ) ناپاك با پاك ( مائده / 100 ) سايه با آفتاب و زندگان با مردگان ( فاطر / 19 تا 22 ) مؤمنان و صالحان با فرد گنهكار ( غافر / 58 ) ، آگاهان با ناآگاهان ( زمر / 9 ) مؤمن با فاسق ( سجده / 18 ) و دوزخيان با بهشتيان ( حشر / 20 ) مساوى نيستند .
تمام اين مثالها ، به نوعى به تمايز كامل ميان دو امر متباين اشاره مىكند .
سيّد قطب درباره اين ويژگى تعبيرات قرآنى مىگويد :
« تقابلهاى دقيق و لطيفى ميان سيماهايى كه تعبيرات زيباى قرآنى نقش مىزنند به چشم مى خورد ، و خود تقابل و رودرويى يك روش مخصوصى است از روشهاى تصوير و نمايش ، و نيز يك روشى است از روشهاى ساختن نوا و نشان دادن آهنگ صحنه ، و پيوسته تعبير قرآن ، فراوان و فراوان آنها را به كار مىگيرد » « 1 » از آنجا كه قرآن ، آدمى را موجودى مىداند كه در برابر راههاى محتمل قرار دارد ، همواره تمثيلهايش در مورد وى نيز دو سويه است . « 2 » بدين معنا كه در تمثيلهاى قرآن فقط خوبيها يا فقط بديها ترسيم نشدهاند و تنها جنبه خبرى نيز ندارند ، بلكه گاه با كنار هم قرار دادن امور مخالف ، و مقايسه آنها با يكديگر ، و طرح سؤال از اينكه آيا اين دو را مى توان همسان يكديگر قلمداد نمود ،
هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا
از وجدانهاى بيدار و آگاه در مورد عدم تساوى اين امور اقرار مىگيرد .
و جالب است كه قرآن پس از طرح اين پرسش كه « آيا اين دو با يكديگر مساويند ؟ » لزومى به پاسخگوئى بدين پرسش نديده و در مقام جواب به آن بر نيامده است ! چرا كه در تمامى اين موارد ، سؤال از امرى فطرى و بديهى است ، و هر فطرت سليم و بيدارى از سويداى دل و به زبان حال به يكسان نبودن اين امور اذعان دارد .
هامش
( 1 ) . تصوير فنى در قرآن ، ص 140 ، با تصرّف
( 2 ) . نگاهى دوباره به تربيت اسلامى ، ص 49 .