تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
از جمله ، دربارهء آنها فرموده است :
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً ، فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ ، صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ
« 1 » از سوى ديگر ، پيامبر اسلام ، صلّى اللّه عليه و إله ، در مدينه با مسئله يهوديان مواجه بود ، چرا كه سه طايفه يهود يعنى : بنى قينقاع ، بنى نظير و بنى قريظه ، كه همگى ، با مكر و فريب و حيله‌گرى پيوندى ديرينه داشتند در مدينه و اطراف آن مىزيستند . آنان ويژگيهاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را در تورات مىخواندند ، امّا همانند بىسوادانى كه سواد خواندن و نوشتن ندارند از كنار آن مىگذشتند و بدان وقعى نمىنهادند . بخاطر اين خصلت زشتشان بود كه خداوند متعال آنها را به الاغى تشبيه نمود كه كتابهاى نفيسى را بر دوش مى كشد ، بىآنكه از معارف آن كوچكترين بهره‌اى برد .
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً . . .
« 2 » همچنين مسلمانانى كه هم عصر پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله بودند نياز مبرمى به هدايت الهى داشتند تا در پرتو آن ، اخلاق و روحيات خود را اصلاح نمايند . از جمله ، برخى از آنها اموال خود را براى ريا و خودنمايى انفاق مىنمودند و يا انفاقشان توأم با انواع منّتها و آزارها بود . بدين جهت تمثيلاتى چند به اين امر اختصاص
هامش
( 1 ) . بقره / 17 - 19 : آنان [ منافقان ] همانند كسى هستند كه آتشى افروخته ( تا در بيابان تاريك ، راه خود را پيدا كند ) ولى هنگامى كه آتش اطراف او را روشن ساخت ، خداوند ( طوفانى مىفرستد و ) آن را خاموش مىكند ، و در تاريكيهاى وحشتناكى كه چشم كار نمىكند ، آنها را رها مىسازد . آنها كران ، گنگها و كورانند . لذا ( از راه خطا ) باز نمى گردند . يا همچون بارانى از آسمان ، كه در شب تاريك همراه با رعد و برق و صاعقه ( بر سر رهگذران ) ببارد . آنها از ترس مرگ ، انگشتان خود را در گوشها مىگذارند ، تا صداى صاعقه را نشوند و خداوند به كافران احاطه دارد . ( 2 ) . جمعه / 5 : كسانى كه مكلّف به تورات شدند ولى حقّ آن را ادا نكردند ، مانند دراز گوشى هستند كه كتابهايى حمل مىكند ( آن را بر دوش مىكشد امّا چيزى از آن نمىفهمد ) !