حقيقتا ، چه مثالى را مناسبتر و گوياتر از اين مثال مىتوان سراغ گرفت كه معبودهاى پوشالى و بىهويّت و ناتوان را چنين زيبا ترسيم و تشبيه نموده باشد .
و در جاى ديگر ، براى ترسيم دلبستگىهاى آنها به دنيا و غفلتشان از آخرت ، مثالى را ارائه مىدهد كه به خوبى از زودگذر بودن و ناپايدار بودن دنيا حكايت دارد .
آنجا كه مىفرمايد :
إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ ، حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
« 1 » اينها ، نمونههائى از مثالهاى مكّى بود . امّا مثالهايى كه در مدينه نازل گرديده ، در آنها ويژگيهاى محيط مدينه كاملا متجلّى است ، چرا كه اين گونه مثالها در صدد علاج بيماريهاى اخلاقى است كه در محيط مدينه آن روز شيوع بيشترى داشت ، و لذا محور اصلى آيات و تمثيلاتى كه در اين محيط نازل شده ، را درمان و علاج رذائل اخلاقى تشكيل مىدهد ، و نه موضوعاتى چون شرك و بتپرستى و ، تكذيب روز جزا و . . . كه در مكّه رواج داشت .
از جمله مسائلى كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله در مدينه با آن مواجه بود ، مسئله منافقين بود . همانانى كه براى بهرهمندى از مزاياى حكومت اسلامى اظهار اسلام مىكردند امّا در سينههاى خود بذر كفر و بىايمانى مىپروراندند . به همين دليل پارهاى از مثالهاى مدنى ، به موضوع منافقين و افشاء ماهيت پليد آنها اختصاص يافته است .
هامش
( 1 ) . يونس / 21 : مثل زندگى دنيا ، همانند آبى است كه از آسمان نازل كردهايم ، كه در پى آن ، گياهان ( گوناگون ) زمين - كه مردم و چهارپايان از آن مىخورند - مى رويد ، تا زمانى كه زمين ، زيبائى خود را يافته و آراسته مىگردد ، و اهل آن مطمئن مىشوند كه مىتوانند از آن بهرهمند گردند ، ( ناگهان ) فرمان ما ، شب هنگام يا در روز ( براى نابودى آن ) فرا مى رسد و آنچنان آن را درو مىكنيم كه گويى ديروز هرگز ( چنين كشتزارى ) نبوده است ! اين گونه ، آيات خود را براى گروهى كه مىانديشند ، شرح مىدهيم !