تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
اين يك تأثيرى در او دارد كه اگر اين كار را نمىكرد و فقط به گفتنش اكتفا مىكرد اين مايه تأثير نداشت . و اگر شخصى تو را مثلى بزند در مورد منافات دو چيز و بگويد آيا اين با آن جمع مىشود ؟ و آنگاه به آب و آتش كه حاضر بوده باشند اشاره كند ، اين يك تأثيرى خواهد داشت كه وقتى تنها به ذكر - آن نكتهء كلى - مى پرداختى اين مايه تأثير را نداشت . اين همان تأثيرى است كه مشاهده امور در تحريك روح و جاى دادن در دل آدمى آنگاه كه از راه چشم و حواس باشد به جاى مىگذارد . » « 1 » و « 2 » يكى از ويژگيهاى كه در روشهاى بيانى قرآن كريم نمود بارز و چشمگيرى دارد ، عينى كردن مفاهيم عقلى و ذهنى و حيات بخشيدن به كلمات و الفاظ و ترسيم حوادث در صحنه‌هاى بديع و پر احساس است . يعنى « زبان قرآن براى اهل آن ، زنده و متصرّف ، احساس برانگيز ، تخيّل آميز ، ترسيم گر ، و تجسّم پرداز است و نيروى نمايش دراماتيك دارد . مثلا ، آنجا كه سرگذشت رسولان الهى را براى اهل ايمان باز مىگويد هنر تصويرى آن موج مىزند و فوران مىكند .
هامش
( 1 ) . اسرار البلاغه ، ص 71 و 72 و بنگريد به : اساليب البيان فى القرآن ، ص 282 . ( 2 ) . قابل توجّه است كه بدانيم پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و إله و ائمه اطهار عليهما السّلام در روشهاى تربيتى خود و در شيوه‌هاى تعليم مفاهيم اعتقادى از روش نمايشى و تصويرگرى مفاهيم ، فراوان بهره جسته‌اند . از جمله ؛ سلمان فارسى مىگويد : « همراه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در سايه درختى نشسته بوديم كه حضرت ، شاخه‌اى از آن را تكان دادند بطورى كه برگهايش ريخت و بعد فرمود : آيا نمىپرسيد كه چه كردم ؟ هنگامى كه مسلمان وضو بگيرد و خوب وضو بگيرد سپس نمازهاى پنجگانه را بجا آورد ، گناهان او فرو مىريزد ، همانگونه كه برگهاى اين شاخه فرو ريخت » . مجمع البيان ، ج 5 ، ص 307 . و در يكى از روايات اسلامى تشبيه جالبى براى « اسراف » و « اقتار » و حدّ اعتدال شده است و آن اينكه : هنگامى كه امام صادق عليه السّلام آيه :وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً( فرقان ، 67 ) را تلاوت فرمود : مشتى سنگ ريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود : اين همان « اقتار » و سختگيرى است . سپس مشت ديگرى برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه آن روى زمين ريخت و فرمود : اين « اسراف » است . بار سوم مشت ديگرى برداشت و كمى دست خود را گشود به گونه‌اى كه مقدارى فرو ريخت و مقدارى در دستش باز ماند و فرمود اين همان « قوام » است . تفسير نور الثقلين ، ج 4 ، ص 29 . به نقل از : تفسير نمونه ، ج 15 ، ص 152 .
تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 68 | حميد محمد قاسمى