مىكند . . . كه ناگهان مىبينى همين معناى ذهنى يك هيكل زنده است ، يا يك حركت سازنده است . و ناگهان مىبينى كه همين حالت روانى ، يك تابلوى درخشان است و يك جلوهگاه پر فروغ ، و ناگهان مىبينى كه اين نمونه انسانى يك شاخص زنده است و اين طبيعت بشريّت يك پيكره خوش منظر است . . . » « 1 »
چنانچه بخواهيم به نمونههائى از هنر تصويرگرائى قرآن كريم و صحنههاى پر احساس و خيال پرور در آن اشاره نماييم دچار بهت و شگفتى خواهيم شد زيرا همانگونه كه سيّد قطب نيز اشاره داشته سرتاسر قرآن مىتواند نمونهاى براى اين بحث باشد ، « 2 » ليكن در اينجا تمثيلاتى را كه هر يك از جنبهء هنرى چون تابلوهائى بىبديل ، تصويرگر صحنههائى با شكوه و روح پرور است ، از باب نمونه عرضه مىداريم و در ادامه بحث نيز به موارد ديگرى اشاره خواهيم داشت .
1 - قرآن كريم مىخواهد بيان كند : آن كس كه براى خدا شريك قرار مىدهد نه ريشه دارد و نه جاى ريشه دواندن ، نه بقا دارد و نه نيروى پايدارى . بنابراين براى اين معنا ، يك سيمايى مجسّم مىسازد كه قدمهايش بسيار تند و سريع و حركاتش دردآور و سوزان است . بدين ترتيب :
وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ
« 3 » « آنكس كه براى خدا شريك قرار مىدهد گويا كه او با شتاب ناگهانى از آسمان افتاده و به سرعت پر شتابان مرغان لاشخوراش از زمين در ربودند ، تا تندبادى پر طوفان او را در مكان دور تر پرتاب كرد . »
در اين تصوير كه كوتاه و پرشتاب است بنگريد : او كه يكباره از آسمان فرو افتاده و ناگهان مرغان لاشه او را در ربودهاند ، و يا باد پر طوفان او را در گودالى دور انداخته ، و
هامش
( 1 ) . همان ، ص 56 .
( 2 ) . همان ، ص 57 .
( 3 ) . حج / 31 .