نمود ، تا جائى كه برخى محقّقين بر اين باورند كه لفظ « مثل » در لغت عبرى به « لغز » « 1 » اطلاق شده ، و منظور از آن مثالى است كه فهم و درك آن نياز به شرح و توضيح دارد . « 2 »
همچنين بر پارهاى از مثالهاى عهد جديد ( انجيل ) نيز غموض و پيچيدگى سايه افكنده ، و همين امر شاگردان مسيح عليه السّلام را بر آن مىداشت تا از آن حضرت درباره معانى و مقاصد آن مثالها سؤال كنند . كه مىتوان نمونههاى ذيل را از جمله چنين مثالهائى بشمار آورد :
1 - حكايت كشاورز ( انجيل متّى ، فصل 13 ، عبارات 3 تا 8 - انجيل لوقا ، فصل 8 ، عبارات 4 تا 8 - انجيل مرقس ، فصل 4 ، عبارات 2 تا 9 ) .
2 - حكايت دو پسر عابد و گنهكار ( انجيل متّى ، فصل 21 ، عبارات 28 تا 32 ) 3 - حكايت باغبانهاى ستمكار ( انجيل متّى ، فصل 21 ، عبارات 33 تا 44 - انجيل لوقا ، فصل 20 عبارات 9 تا 18 - انجيل مرقس ، فصل 12 ، عبارات 1 تا 20 ) 4 - حكايت درخت انجير بىثمر ( انجيل لوقا ، فصل 12 ، عبارات 6 تا 9 ) 5 - حكايت ثروتمند نادان ( انجيل لوقا ، فصل 12 ، عبارات 16 تا 21 ) 6 - حكايت وكيل زيرك ( انجيل لوقا ، فصل 16 ، عبارات 1 تا 13 ) گردآورندگان اناجيل اربعه اشاره داشتهاند كه حضرت مسيح « عليه السّلام » مثالهاى خود را براى همگان تفسير نمىكرد بلكه هرگاه با يكى از شاگردان خود خلوت مىنمود ، نكات پيچيده و مبهم را براى آنها روشن مىساخت .
هامش
( 1 ) . « لغز » به سخن سربسته و مشكل و كلام پيچيده كه درك معنى آن محتاج تفكّر و تأمّل باشد اطلاق مىشود . لغز را در فارسى : چيستان « چيست آن » مىگويند . فرهنگ عميد ، جلد 1 ، ص 19 .
( 2 ) . بنگريد به : الامثال فى المثل العربى القديم ، ص 10 و 11 و :Encyclopaedia Of Rehigion and ethics , 826 , and Introduction to the Old Testament byAage Bentzen , vol . 1 . 761به نقل از : الامثال فى القرآن الكريم ، ص 376 .