روشهاى همچون : ترغيب و تحذير ، خوف و رجاء ، مدح و ذم ، درشتى و نرمى و . . .
بديهى است كه انسانها از نظر روحى و از جنبهء صفات نفسانى و اخلاقى يكسان نبوده و هر كدام با ديگرى تفاوتهاى بسيارى دارند ، و لذا همگان را نمىتوان با يك روش و دستورالعمل اصلاح نمود و آنچه براى فردى سودمند است گاه براى ديگرى مهلك بوده و آنچه باعث ترغيب فردى مىگردد ، گاه تنفّر و انزجار ديگرى را بدنبال دارد و . . .
امّا در سايهسار تربيت قرآنى براى اصلاح و هدايت هر يك از نفوس بشرى روشى مناسب و منطبق با فطرت و طبيعت آدمى ، در نظر گرفته شده است كه ضمن بازداشتن وى از فرو غلطيدن در ورطهء افراط و تفريط ، كرامت انسانى و تعالى روحى او را نيز تأمين مىنمايد .
6 - ارتباط دادن آدمى با واقعيّتهاى زندگى و بازداشتن از تخيّلات و اوهام
همانگونه كه در فصل ويژگيهاى تمثيلات قرآنى اشاره داشتيم ، يكى از مشخّصات بارز مثالهاى قرآنى واقعى بودن آنها است . بدين معنا كه مثالهاى قرآنى ، تصاويرى عينى از واقعيّتهاى موجود اطراف آدمى ارائه نموده و با حقايق محسوس و ملموس پيرامون او ارتباط تنگاتنگى دارند ، و از امورى كه به ندرت در زندگى انسان تحقّق مىيابد و يا مختصّ به محيطهاى محدود و دور افتاده مىباشد ، خالى و مبرّى است .
همچنين در تمثيلات قرآنى نشانى از عنصر خرافات و اوهام و هر آنچه كه ارتباطى با واقعيّتهاى زندگى وى نداشته و حتّى فضاى فكرى او را از حقايق و واقعيّتها دور مىسازد ، به چشم نمىخورد .
ارتباط تمثيلات قرآنى با واقعيّتهاى زندگى و پرداختن بدانچه با زندگى انسان علقه و پيوند نزديكى دارد ، اثرات روحى و تربيتى متعددّى را به جاى مىگذارد كه از جملهء آنها مىتوان به موارد ذيل اشاره نمود . « 1 »
هامش
( 1 ) . با بهرهگيرى از : ضرب الأمثال فى القرآن ، ص 112 و 113 .