زندگى به زيباترين وجه جلوه نموده است ، اين امر سبب مىگردد تا حوزهء مثالهاى قرآنى را تنها مختصّ به افراد و گروهاى سنّى خاصّى قرار ندهد ، بلكه مخاطبين بسيارى را تحتالشعاع قرار دهد .
اين در حالى است كه مىبينيم برخى داستانهاى كودكان كه تنها زاييده تخيّلات داستان پردازان مىباشند ، كشش و رغبتى را در بزرگسالان ايجاد ننموده و آنها به اين گونه داستانها به چشم امورى بىفايده مىنگرند كه تنها به درد سرگرمى مىخورد ، و حتّى كودكانى كه در سنينى خاص تحت تأثير اين داستانها قرار داشتند وقتى بزرگتر مىشوند ديگر تمايلى به خواندن اين قبيل داستانها از خود نشان نمىدهند و ديگر عطش آنها را سيراب نمىكند .
همچنين بايد توجّه داشت كه تخيّلپردازى و مبالغهء بيش از حدّ در آن ، بر روح كودكان و نوجوانان اثرات نامطلوب و جبران ناپذيرى بجاى مىگذارد كه از جملهء آنها مىتوان به روان پريشى و پرورش بذر ترس و اضطراب در وجود آنها و چنگ انداختن افكار مخرّب و اوهام و خيالات واهى بر اعماق روح ايشان اشاره داشت كه همگى مانع از بروز يك شخصيّت سالم و متعادل مىگردد .
2 - ايجاد ارتباط دقيق و مستحكم بين مخاطب و اهداف دينى و تربيتى
بديهى است كه وقتى مثالى بر مبناى تخيّلات و اوهام ساخته و پرداخته شود ، مخاطب قادر نخواهد بود تا ارتباط دقيق و كاملى با مورد مثال برقرار سازد و در وجود خود با آن امر احساس غربت و بيگانگى مىكند و همين امر او را از اهداف دينى و تربيتى دور مىسازد .
امّا در هر يك از تمثيلات قرآنى ، از آنجا كه مخاطب خود را مواجه با حقايق و واقعيّتهايى مىبيند كه لباس تمثيل به تن نمودهاند ، و جنبههاى ملموس و محسوس زندگى خود را آشكارا در آينهء اين تمثيلات مىنگرد ، اين امر رشتههاى علقه و پيوند را به گردن دل انسان آويخته و روح و خاطر وى را مىنوازد و به خضوع وا مىدارد .